سایت بهترین ابزار


تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

لبخنددکتر نظام وظیفه پسر لاغری را معاینه کرد و در برگه نوشت:

معاف به علت ضعف جسمانی.

پسر با خوشحالی فریاد زد:آخ جون فوری میرم زن می گیرم.

دکتر در ادامه نوشت:و همچنین ضعف عقلانی.



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

سوالاز پیرمرد٨٠ساله ای پرسیدند:پیری چه دوره ای است؟

پیرمرد:خیلی خوبه فقط پنج تا عیب دارد.اولین و مهمترین آنها فراموشی است و بعدی هم ... والله اون چهارتاش دیگه یادم نمی آید.



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

تعجبشخصی مشغول نگاه کردن به مسابقه دومیدانی بود هرچه دقت کرد نتوانست چیزی بفهمد به ناچار از بغل دستی خود پرسید:

-آقا اینها برای چه می دوند؟

-می دوند تا یک نفر اول بشه.

-خوب بقیه برای چه می دوند؟



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

شیطانمعلم به شاگرد:از روی پای این حیوانات بگو اسم آنها چیست.

شاگرد نگاهی به پا کرد و گفت نمی دانم. معلم پای حیوان دیگری را نشان داد.شاگرد باز هم گفت نمی دانم.معلم پای چند حیوان دیگر را نشان داد و شاگرد هیچکدام را بلد نبود.

معلم با عصبانیت گفت:حالا بگو اسمت چیست تا یک صفر برایت بگذارم.

در این لحظه شاگرد کفش و جوراب خود را در آورد و گفت:حالا آقای معلم شما از روی پایم بگو اسم من چیست؟



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

فرشتهیک نفر دهاتی برای اربابش مقداری شیر و پنیر آورده بود.ارباب از آن آدمهایی بود که به سلامت خود و دیگران خیلی علاقه داشت.در ضمن صحبت با دهاتی فهمید که زن دهاتی مریض است و مرد دهاتی هم زنش را نزد دکتر نبرده است لذا ارباب عصبانی شد و گفت:شما چه جور آدمهایی هستید بیمار را باید به دکتر برد.دهاتی خندید و گفت:چیکار کنیم قربا ما دهاتی ها بدون دکتر هم می توانیم بمیریم.



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)

یادگیری اصول نوشتن دادخواست و دانستن وظایف دادگاه‌های مختلف مانع از سردرگمی افراد می‌شود 


از کسی شکایتی دارید اما نمی‌دانید باید چه کار کنید؟ مرتب یک تکه‌کاغذ سفید برمی‌دارید و رویش چیزهایی می‌نویسید اما چون باب میلتان نیست پاره‌اش می‌کنید و دور می‌ریزید؟ شنیده‌اید اطراف دادگستری‌ها کسانی هستند که دادخواست می‌نویسند.

 

برای همین برای پیدا کردنشان به راه می‌افتید؟ از این‌که گوشه خیابان درد دلتان را بگویید معذب می‌شوید و از این‌که به کسی که سواد حقوقی ندارد اعتماد کنید کلافه می‌شوید؟ حالا که دادخواست‌تان آماده شده نمی‌دانید باید آن را به کدام دادگاه ببرید یا این‌که راهنمایی‌های عریضه‌نویس‌ها کاملا هشیارتان نکرده است؟ اگر جواب تمام این سوالات مثبت است مشخص می‌شود شما با شیوه نوشتن دادخواست و وظایفی که هرکدام از دادگاه‌ها بر عهده دارند آشنا نیستید و لازم است تا این مطلب را تا انتها بخوانید.

http://files.tabnak.com/pics/201106/201106121435291965.jpgوقتی شما از کسی شکایتی دارید یعنی مدعی پرونده یا خواهان هستید و برای احقاق حقتان وارد یک دعوای حقوقی می‌شوید حتما باید دادخواست تهیه کنید. دادخواست برگه‌های چاپی است که ادعای مدعی در آن درج و برای رسیدگی در مرجع قضایی به دفتر دادگاه ارسال می‌شود. آن‌گونه که کارشناسان معاونت آموزش قوه قضاییه راهنمایی می‌کنند این اوراق چاپی را می‌توان در همه دادگستری‌ها و مجتمع‌های قضایی سراسر کشور تهیه کرد؛ اوراقی که اگر اطلاعات خواسته شده در آن بدقت تنظیم شود مقدمه‌ای خوب برای شروع یک دادرسی عادلانه خواهد بود. البته برگه‌های دادخواست بنابر نوع خواسته خواهان با یکدیگر کمی فرق دارند اما در مجموع محتویات همه آنها مشابه همدیگر است به طوری که در اغلب آنها نام و نام خانوادگی، نام پدر، سن، محل سکونت و شغل خواهان، نام و نام خانوادگی، محل سکونت و شغل خوانده (خوانده یا مدعی‌علیه کسی است که ادعا علیه او اقامه شده)، تعیین خواسته و بهای آن در دعواهای مالی، تعهداتی که به موجب آن خواهان خود را مستحق مطالبه می‌داند، عنوان دادخواست، شرح دادخواست (بیان ادله و وسایلی که خواهان برای اثبات ادعای خود دارد مثل اسناد، نوشته‌ها و شهود) و امضا یا اثر انگشت خواهان باید بدرستی درج شود. اگر هر کدام از این اطلاعات ناقص باشد دادگاه طی اخطاریه‌ای به خواهان فرصت اصلاح می‌دهد و اگر خواهان اقدامی نکند دادخواستش رد خواهد شد پس ضروری است اگر بدون حضور وکیل دست به تنظیم دادخواست می‌زنید باید به این نکات توجه جدی داشته باشید.

البته گاه اتفاق می‌افتد که خواهان از محل سکونت یا اقامت خوانده اطلاعات دقیقی در دست ندارد برای همین خواهان می‌تواند از دادگاه درخواست کند تا به خاطر مجهول‌المکان بودن از طریق نشر آگهی در روزنامه‌های کثیرالانتشار او را به دادرسی دعوت کند البته خواهان باید هزینه نشر این آگهی را به بانک بپردازد و رسید آن را به پرونده ضمیمه کند. وقتی تمام این مراحل بدرستی انجام شود مدیر دفتر دادگاه گواهی تکمیل دادخواست را صادر می‌کند و رئیس دادگاه یا جانشین او وقت دادرسی و دعوت طرفین را تعیین می‌کند و نسخه دوم دادخواست و ضمیمه‌های آن را به خوانده نیز ابلاغ می‌کند.


چه وقت به دادگاه‌های عمومی حقوقی برویم

دانستن این‌که دادخواست ما باید در کدام دادگاه رسیدگی شود مانع سردرگمی و اتلاف وقت می‌شود برای همین اگر بدانیم هر کدام از دادگاه‌ها به کدام دسته از دادخواست‌ها رسیدگی می‌کنند به هدفمان نزدیک‌تر شده‌ایم. به طور کلی دادگاه‌های عمومی به 2 بخش حقوقی و کیفری تقسیم می‌شوند به طوری که دعوای حقوقی یا مدنی (مثل دعاوی تجاری، امور حسبی، ثبتی، مالکیت‌های معنوی و صنعتی، دعاوی خانوادگی، دعوای موجر و مستاجر و دعاوی بین‌المللی) در دادگاه‌های حقوقی و دعاوی‌ که پس از طی مراحل دادسرایی منجر به صدور کیفرخواست می‌شوند در دادگاه‌های کیفری رسیدگی خواهند شد.

هر دادگاه صاحب یک قلمرو قضایی است که براساس تقسیمات کشوری تعیین می‌شود. برای همین خواهان نمی‌تواند دادگاه رسیدگی‌کننده به دادخواستش را به دلخواه انتخاب کند. آن‌گونه که کارشناسان معاونت آموزش قوه قضاییه می‌گویند همه دعاوی بجز در مواردی که قانون خلاف آن را تصریح کرده باید در محل اقامت خوانده اقامه شود. برای مثال کسی که ساکن تهران است و از فردی ساکن در اصفهان شکایت دارد باید در دادگاه عمومی اصفهان اقامه دعوا کند اما اگر خوانده در ایران نباشد اوضاع به شکل دیگری خواهد بود. در این‌گونه موارد اگر خوانده در ایران اقامتگاه موقتی نیز نداشته باشد اما مال غیرمنقول دارد باید دعوا در دادگاهی اقامه شود که مال غیر منقول در حوزه آن واقع شده است.

البته در این میان استثنائاتی نیز وجود دارد مثلا در دعاوی بازرگانی و دعاوی مربوط به اموال غیرمنقول که از عقود و قراردادها ناشی شده‌اند خواهان علاوه بر دادگاه محل اقامت خوانده می‌تواند به دادگاهی که عقد یا قرارداد در حوزه آن واقع شده یا تعهد‌ باید در آنجا انجام شود مراجعه و اقامه دعوا کند. این در حالی است که در دعاوی مربوط به اموال غیرمنقول شامل مالکیت، مزاحمت، ممانعت از حق و تصرف عدوانی در دادگاهی اقامه دعوا می‌شود که مال غیرمنقول در حوزه آن واقع شده حتی اگر خوانده در آن حوزه مقیم نباشد.

در این میان دادگاه‌های خانواده مهم‌ترین دادگاه عمومی حقوقی به شمار می‌روند که به خاطر وسعت موضوعات مطرح شده در آن در مجتمع‌های مجزا مستقر شده‌اند. به این ترتیب اگر فردی نسبت به مهریه، جهیزیه، اجرت‌المثل و نحله ایام زوجیت، نفقه معوقه و جاریه، حضانت و ملاقات کودک، نسب، نشوز و تمکین، نصب قیم و ناظر، حکم رشد، ازدواج مجدد و شرایط ضمن عقد ازدواج دعوایی دارد باید به دادگاه‌های خانواده مراجعه کند.


چه وقت به دادگاه‌های عمومی کیفری برویم

کلید رسیدگی به دعاوی کیفری در دادسراها می‌خورد به طوری که پس از صدور کیفرخواست در دادسرا، موضوع در دادگاه عمومی کیفری رسیدگی می‌شود و اگر جرم احراز شود حکم مجازات مجرم صادر و اگر بی‌گناهی‌اش ثابت شود حکم برائت او صادر می شود. اما برخی جرائم به خاطر حساس‌بودنشان مستقیما در دادگاه کیفری مطرح می‌شوند و دیگر به دادسرا نمی‌روند مثل پرونده‌هایی که موضوع آنها جرائم مشمول حد زنا و لواط (به جز سنگسار و اعدام) است.

در این میان برخی از جرائم کیفری در شعب ویژه رسیدگی می‌شوند که جرائم اطفال، سرقت، آدم‌ربایی، صدور چک پرداخت‌نشدنی، جرائم صنفی، جرائم مربوط به مفاسد اجتماعی، جعل، کلاهبرداری و جرائم کارکنان دولت از این جمله است.

گفته می‌شود مهم‌ترین مرجع تخصصی کیفری، دادگاه عمومی کیفری رسیدگی‌کننده به جرائم اطفال است که به تمام جرائم اشخاص بالغ و نابالغ زیر 18 سال رسیدگی می‌کند. در این دادگاه‌ها، قاضی مکلف است تا از ولی یا سرپرست قانونی طفل دعوت کند تا در حین دادرسی در دادگاه حضور داشته یا برای او وکیل تعیین کند برای همین اگر چنین فرصتی برای طفل مهیا نشود دادگاه برای او وکیل تسخیری تعیین می‌کند. این در حالی است که اگر نگهداری از طفل برای انجام تحقیقات یا جلوگیری از تبانی ضروری باشد یا او ولی یا قیم نداشته باشد تا صدور و اجرای رای، طفل به کانون‌های اصلاح و تربیت سپرده خواهد شد.

 



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)

"فاطمه آلیا" نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت: تعدادی از اراذل و اوباش که در روزهای گذشته به یک استخر زنانه در تهران حمله کرده بودند، دستگیر شدند.

عضو فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی روز سه شنبه در گفت وگو با خبرنگار ایرنا درباره این حادثه افزود: این اراذل و اوباش نتوانسته بودند به اهداف شوم خود دست یابند و با همکاری نیروی انتظامی به سرعت دستگیر شدند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی توضیح دیگری درباره جزئیات این حادثه نداد اما تاکید کرد: این اقدامات، تحرکاتی سازمان یافته برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه است.

آلیا افزود: با شروع اجرای طرح امنیت اخلاقی، تعدادی از اراذل و اوباش اینگونه اقدامات را برای مقاومت در مقابل قانون انجام می دهند.

وی تاکید کرد: نیروی انتظامی و مسوولان قضایی باید قاطعانه با متجاوزان به حریم خصوصی افراد و برهم زنندگان امنیت اخلاقی و روانی جامعه برخورد کنند.

پیش از این یک مقام آگاه در نیروی انتظامی در گفت و گو با سایت فردا، حمله اراذل و اوباش به یک استخر زنانه در تهران را تکذیب کرده بود.

قبل از این براساس مطالب منتشر شده در سایت های تعامل اجتماعی، گزارش هایی درباره حمله گروهی از اراذل و اوباش به یک استخر زنانه در تهران و تعرض به زنان را منتشر کرده بود.

 



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)


به گزارش کتاب‌نیوز، سایت Amazon  لیست 1001 کتابی که باید قبل از مرگ خواندرا به یشنهاد بیش از 20 نفر از منتقدین ادبی‌اش تنظیم کرده است. این کتاب هزار صفحه‌ای ضمن معرفی هریک از کتابهای انتخاب شده، اطلاعاتی درباره نویسنده کتاب و همچنین علت اهمیت آن (اینکه چرا باید تا پیش از مردن حتما کتاب را خواند!) به خواننده ارائه می‌کند.

آنچه در ادامه می‌آید 220 کتابی است که در این کتاب مرجع وجود داشته و در ایران ترجمه شده است، در فهرست زیر شماره‌ ردیف‌های درج شده مربوط به شماره ردیف‌های فهرست موجود در سایت Listology است که ماخذ اصلی تهیه فهرست زیر بوده است. سایت «جیره کتاب» عنوان کتاب‌ها و ناشران آن را از سایت www.ketab.ir استخراج کرده و در مورد کتابهایی که چندین ناشر آنها را چاپ کرده‌اند تلاش کرده تا ناشر چاپ جدیدتر و یا ناشر معروف‌تر و صاحب‌نام‌تر را درج کند. در بعضی موارد هم نام چند ناشر ذکر شده است.

1- هرگز رهایم مکن - کازوئو ایشی گورو (ققنوس)
19- ماجرای عجیب سگی در شب - مایک هادون (افق)
50- سور بز - ماریو وارگاس یوسا (علم)
52- شیطان و دوشیزه پریم - پائولو کوئیلو (کاروان)
57- بی‌خبری - میلان کوندرا (روشنگران)
63- آدمکش کور - مارگارت آتوود (ققنوس)
70- تیمبوکتو - پل استر (افق)
89- ساعتها - مایکل کانینگهام (کاروان)
90- ورونیکا تصمیم می‌گیرد بمیرد - پائولو کوئیلو (کاروان)
92- خدای چیزهای کوچک - آرونداتی روی (علم)

93- خاطرات یک گیشا - آرتور گلدن (سخن)
145- عروس فریبکار - مارگارت اتوود (ققنوس)
155- جاز - تونی موریسون (آفرینه)
189- بیلی بت‌گیت - ای.ال. دکتروف (طرح‌‌نو)
190- بازمانده روز - کازوئو ایشیگورو (کارنامه)
194- تاریخ محاصره لیسبون - خوزه ساراماگو (علم)
195- مثل آب برای شکلات - لورا اسکوئیل (روشنگران)
215- کبوتر - پاتریک زوسکیند (مرکز)
219- سه گانه نیویورک - پل استر (افق)
223- دلبند - تونی موریسون (روشنگران و چشمه)

236- عشق در زمان (سال‌های) وبا - گابریل گارسیا مارکز (ققنوس)
242- سرگذشت ندیمه - مارگارت اتوود (ققنوس)
251- سال مرگ ریکاردو ریش - خوزه ساراماگو (هاشمی)
252- عاشق - مارگاریت دوراس (نیلوفر)
253- امپراطوری خورشید - جی.جی. بالارد (چشمه)
256- بار هستی - میلان کوندرا (گفتار / قطره)
266- زندگی و زمانه مایکل ک - جی.ام. کوتسیا (فرهنگ نشر نو)
274- منظره پریده رنگ تپه‌ها - کازوئو ایشی گورو (نیلا)
276- خانه ارواح - ایزابل آلنده (قطره)

286- آوریل شکسته - اسماعیل کاداره (مرکز)
287- در انتظار بربرها - جی.ام. کوتسیا (پلک)
294- نام گل سرخ - اومبرتو اکو (شباویز)
294- کتاب خنده و فراموشی - میلان کوندرا (روشنگران)
300- اگر شبی از شبهای زمستان مسافری - ایتالو کالوینو (آگاه)
322- آماتورها - ریچارد بارتلمی (کلاغ سفید)
331- برج - جی.جی. بالارد (چشمه)
335- رگتایم - ای. ال دکتروف (خوارزمی)
324- پاییز پدرسالار - گابریل گارسیا مارکز (حکایتی دیگر)

338- آبروی از دست رفته کاترینا بلوم - هاینریش بل (نیلوفر)
346- مامور معتمد - گراهام گرین (نیلوفر)
349- سولا - تونی موریسون (قله)
350- شهرهای نامرئی - ایتالو کالوینو (باغ نو / پاپیروس)
359- سیمای زنی در میان جمع - هاینریش بول (آگاه)
365- آبی‌ترین چشم - تونی موریسون (ویستار)
366- ترس دروازه‌بان از ضربه پنالتی - پتر هاندکه (فصل سبز)
375- سلاخ‌خانه شماره 5 - کورت ونه‌گات (روشنگران و مطالعات زنان)
389- 2001، یک ادیسه فضایی - آرتور سی. کلارک (نقطه)
390- آیا آدم مصنوعی‌ها خواب گوسفند برقی می‌بینند؟ - فیلیپ ک. دیک (روشنگران)

393- در قند هندوانه - ریچارد براتیگان (چشمه)
399- صد سال تنهایی - گابریل گارسیا مارکز (امیرکبیر)
400- مرشد و مارگاریتا - میخائیل بولگاکف (فرهنگ نشر نو)
402- شوخی - میلان کوندرا (روشنگران)
410- نایب کنسول - مارگاریت دوراس (نیلوفر)
424- شیدائی لول و. اشتاین - مارگاریت دوراس (نیلوفر)
427- گهواره گربه - کورت ونه‌گات (افق)
433- حباب شیشه - سیلویا پلات (نشر باغ)
436- پرواز بر فراز آشیانه فاخته - کن کیسی (هاشمی)
439- منطقه مصیبت‌زده شهر - جی.جی. بالارد (جوانه رشد)

441- هزارتوهای بورخس - خورخه لوئیس بورخس (کتاب زمان)
445- فرنی و زوئی - جی.دی. سالینجر (نیلا)
448- سولاریس - استانسیلاو لم (فاریاب)
449- موش و گربه - گونتر گراس (فرزان روز)
462- طبل حلبی - گونتر گراس (نیلوفر)
466- بیلیارد در ساعت نه و نیم - هاینریش بل (سروش)
468- یوزپلنگ- جوزپه تومازی دی لامپه دوزا (ققنوس)
472- همه چیز فرو می‌پاشد - چینوا آچیه (جوانه رشد / سروش / آستان قدس رضوی)
485- پنین - ولادیمیر ناباکوف (شوقستان)
486- دکتر ژیواگو - بوریس پاسترناک (ساحل)
494- ارباب حلقه‌ها - جی. آر. آر. تالکین (نگاه)

495- معمای آقای ریپلی - پاتریشیا های اسمیت (طرح نو)
499- آمریکایی آرام - گراهام گرین (خوارزمی)
500- آخرین وسوسه مسیح - نیکوس کازانتزاکیس (نیلوفر)
503- سلام بر غم - فرانسواز ساگان (هرم)
508- سالار مگس‌ها - ویلیام گلدینگ (رهنما)
511- خداحافظی طولانی - ریموند چندلر (روزنه‌کار)
519- قاضی و جلادش - فردریش دورنمات (ماهی)
521- مرد پیر و دریا - ارنست همینگوی (نگاه)
522- شهود - فلنری اوکانر (نشر نو)
525- مالون می‌میرد - ساموئل بکت (پژوهه)

527- امپراطوری کهشکشانها (سه کتاب) - ایزاک آسیموف (شقایق)
529- ناطوردشت - جی.دی. سالینجر (نیلا)
530- انسان طاقی - آلبر کامو (قطره)
535- مرد سوم - گراهام گرین (برگ / نی)
539- من، روبوت - ایزاک آسیموف (پاسارگاد)
547- 1984 - جورج اورول (نیلوفر)
559- طاعون - آلبر کامو (نیلوفر)
564- قلعه (مزرعه) حیوانات - جورج اورول (جامی)
551- جان کلام - گراهام گرین (نیلوفر)
569- مسیح هرگز به اینجا نرسید - کارلو لوی (هرمس)

570- لبه تیغ - ویلیام سامرست موام (فرزان روز)
579- بیگانه - آلبر کامو (نیلوفر)
589- جلال و قدرت - گراهام گرین (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)
592- خوشه‌های خشم - جان استاین‌بک (امیرکبیر)
574- شازده کوچولو - آنتوان دو سنت اگزوپری (امیرکبیر)
576- بازی مهره شیشه‌ای - هرمان هسه (فردوس)
578- برخیز ای موسی - ویلیام فاکنر (نیلوفر)
587- زنگها برای که به صدا در می‌آیند - ارنست همینگوی (صفی علیشاه)
599- خواب گران - ریموند چندلر (کتاب ایران)
602- تهوع - ژان پل سارتر (نیلوفر)

603- ربه‌کا - دافنه دو موریه (جامی / جاویدان)
605- صخره برایتون - گراهام گرین (ثالث)
606- ینگه دنیا - جان دس‌پس (هاشمی)
608- موشها و آدمها - جان استاین‌بک (اساطیر)
610- هابیت - جی. آر. آر. تالکین (پنجره)
611- سال‌ها - ویرجینیا وولف (امیرکبیر)
615- داشتن و نداشتن - ارنست همینگوی (امیرکبیر)
619- بر باد رفته - مارگارت میچل (نگاه)
622- ابشالوم، ابشالوم - ویلیام فاکنر (نیلوفر)
628- آنها به اسبها شلیک می‌کنند - هوراس مکوی (باغ نو / نشر نو)

643- اتوبیوگرافی آلیس بی. تکلاس - گرترود استاین (آگاه)
648- سفر به انتهای شب - لوئی فردینان سلین (جامی)
649- دنیای قشنگ نو - آلدوس هاکسلی (نیلوفر)
654- امواج - ویرجینیا وولف (مهیا)
655- کلید شیشه‌ی - داشیل همت (روزنه‌کار)
663- وداع با اسلحه - ارنست همینگ‌‌وی (نیلوفر)
664- خرمن سرخ - داشیل همت (روزنه‌کار)
667- در غرب خبری نیست - اریک ماریا رمارک (جویا / ناهید)
671- خشم و هیاهو - ویلیام فاکنر (نگاه)
675- ارلاندو - ویرجینیا وولف (امیرکبیر)

683- نادیا - آندره برتون (افق)
684- گرگ بیابان - هرمان هسه (اساطیر)
685- در جستجوی زمان از دست رفته - مارسل پروست (مرکز)
686- به سوی فانوس دریایی - ویرجینیا وولف (نیلوفر)
688- آمریکا - فرانتس کافکا (هاشمی)
691- قصر - فرانتس کافکا (نیلوفر)
692- شوایک - یاروسلاو هاشک (چشمه)
698- خانم دالو ری - ویرجینیا وولف (رواق زمان نو)
699- گتسبی بزرگ - اف. اسکات فیتز جرالد (نیلوفر)
701- محاکمه - فرانتس کافکا (نیلوفر)

704- بیلی باد ملوان - هرمان ملویل (فردا)
706- کوه جادو - توماس نان (نگاه)
707- ما - یوگنی زامیاتین (نشر دیگر)
714- گاردن پارتی - کاترین منسفیلد (خانه آفتاب)
717- سیذارتا - هرمان هسه (اساطیر)
722- ببیت - سینکلر لوییس (نیلوفر چشمه)
724- روباه - دی.اچ.لارنس (باغ نو)
726- عصر بیگناهی - ادیت وارتون (جار / فاخته)
736- چهره مرد هنرمند در جوانی - جیمز جویس (نیلوفر)
741- پایبندیهای انسانی - ویلیام سامرست موام (چشمه)

746- روزالده - هرمان هسه (دبیر)
750- مرگ در ونیز - توماس مان (نگاه)
757- مارتین ایدن - جک لندن (تندر)
762- پاشنه آهنین - جک لندن (نشر خیزاب)
765- مادر - ماکسیم گورکی (هیرمند)
766- مامور سری - جوزف کنراد (بزرگمهر)
780- دل تاریکی - جوزف کنراد (نیلوفر)
781- درنده باسکرویل - سر آرتور کونان دویل (هرمس)
782- بودنبروک‌ها (زوال یک خاندان) - توماس مان (ماهی)
785- لرد جیم - جوزف کنراد (نیلوفر)

795- کجا می‌روی - هنریک سینکویچ (سمیر)
797- ماشین زمان - هربرت جورج ولز (انتشارت علمی و فرهنگی)
799- جود گمنام - تامس هاردی (گل مریم / شقایق)
808- تس - تامس هاردی (دنیای نو)
809- تصویر دوریان گری - اسکار وایلد (دبیر / کمانگیر)
813- گرسنه - کنوت هامسون (نگاه)
824- ژرمینال - امیل زولا (نیلوفر)
825- ماجراهای هاکلبری فین - مارک تواین (خوارزمی)
826- بل آمی - گی دو موپوسان (مجید)
829- مرگ ایوان ایلیچ - لئون تولستوی (نیلوفر)
831- جزیره گنج - رابرت لوئی استیونسون (هرمس)

837- برادران کارامازوف - فئودور داستایوسکی (ناهید)
839- بازگشت بومی - تامس هاردی (نشر نو)
840- آنا کارنینا - لئون تولستوی (نیلوفر)
842- خاک بکر - ایوان‌سرگی‌یویچ تورگنیف (امیرکبیر)
844- دست تکیده - تامس هاردی (تجربه)
846- بدور از مردم شوریده - تامس هاردی (نشر نو)
848- دور دنیا در هشتاد روز - ژول ورن (دنیای کتاب)
853- مدیل مارچ - جورج الیوت (دنیای نو)
857- جنگ و صلح - لئون تولستوی (نیلوفر)
858- تربیت احساسات - گوستاو فلوبر (مرکز)

861- ابله - فئودور داستایوسکی (چشمه)
862- ماهسنگ (سنگ ماه) - ویلکی کالینز (سنبله / مجرد)
863- زنان کوچک - لوئییز می آلکوت (قدیانی)
866- سفر به مرکز زمین - ژول ورن (دنیای کتاب)
867- جنایت و مکافات - فئودور داستایوسکی (خوارزمی)
868- آلیس در سرزمین عجایب - لوئیس کارول (مرکز)
871- یادداشتهای زیرزمینی - فئودور داستایوسکی (علمی و فرهنگی)
873- بینوایان - ویکتور هوگو (جاویدان / امیرکبیر / توسن)
874- پدران و پسران - تورگنیف (علمی و فرهنگی)
875- سیلاس ماینر - جورج الیوت (دنیای نو)

876- آرزوهای بزرگ - چارلز دیکنز (علمی و فرهنگی)
879- آسیاب کنار فلوس (آسیاب رودخانه فلاس) - جورج الیوت (نگاه / واژه)
883- داستان دو شهر - چارلز دیکنز (فرزان روز)
884- ابلوموف - ایوان گنچاروف (امیرکبیر)
886- مادام بواری - گوستاو فلوبر (مجید)
891- ویلت - شارلوت برونته (پیمان)
893- کلبه عمو توم - هریت بیچر استو (امیرکبیر)
896- موبی‌دیک - هرمان ملویل (امیرکبیر)
898- دیوید کاپرفیلد - چارلز دیکنز (امیرکبیر)
902- بلندیهای بادگیر - امیلی برونته (نگاه)

903- آگنس گری - آن برونته (آفرینگان)
904- جین ایر - شارلوت برونته (جامی)
906- کنت مونت کریستو - الکساندر دوما (هرمس)
908- سه تفنگدار - الکساندر دوما (هرمس / زرین، گوتنبرگ)
912- آرزوهای بر باد رفته - انوره دو بالزاک (امیرکبیر)
918- اولیور تویست - چارلز دیکنز (مرکز)
920- بابا گوریو - اونوره دو بالزاک (ققنوس)
921- اوژنی گرانده - اونوره دو بالزاک (جاده ابریشم / سپیده)
922- گوژپشت نوتردام - ویکتور هوگو (جاودان خرد)
923- سرخ و سیاه - استاندال (نیلوفر)

930- آیوانهو - سر والتر اسکات (توسن)
933- وسوسه - جین اوستین (اکباتان)
936- اما - جین اوستین (فکر روز)
937- پارک منسفیلد - جین اوستین (کوشش)
938- غرور و تعصب - جین اوستین (نشر نی)
940- عقل و احساس - جین اوستین (نشر نی)
953- زندگانی و عقاید آقای تریسترام شندی - لارنس اشترن (تجربه)
955- اعترافات - ژان ژاک روسو (نیلوفر)
959- رنج‌های ورتر جوان - یوهان ولف‌گانگ فون گوته (موسسه نشر تیر)
966- امیل: رساله‌ای در باب آموزش و پرورش - ژان ژاک روسو (ناهید)

967- برادرزاده رامو - دنیس دیدرو (البرز)
970- کاندید - ولتر (جوانه توس / دستان / بهنود)
975- سرگذشت تام جونز: کودک سر راهی - هنری فیلدینگ (نیلوفر)
983- سفرهای گالیور - جوناتان سویفت (انتشارات علمی و فرهنگی)
987- رابینسون کروزوئه - دانیل دفو (جامی)
992- دن کیشوت - سر وانتس (روایت + نیل)
996- هزار و یکشب - عبداللطیف تسوجی تبریزی (هرمس)
1001- حکایتهای ازوپ - ازوپ (هرمس)

به گزارش کتاب‌نیوز، در سایت آمازون غیر از این کتاب، مجموعه کتاب‌هایی با همین عنوان «هزار و یک» وجود دارد که برخی از آنها بدین شرح‌اند: 1001 قطعه موسیقی کلاسیک که قبل از مرگ باید شنید، 1001 شگفتی طبیعی که قبل از مرگ باید دید، 1001 روزی که دنیا را تکان داد، 1001 مکان تاریخی که قبل از مرگ باید تماشا کرد، 1001 آلبوم موسیقی که قبل از مرگ باید گوش کرد، 1001 اختراعی که جهان را تغییر داد، 1001 کتاب کودکی که قبل از بزرگ‌شدن باید خواند، 1001 فیلم سینمایی که قبل از مرگ باید تماشا کرد، 1001 نقاشی که قبل از مرگ باید نگاه کرد، 1001 فیلم سینمایی که زندگی را تغییر داد، 1001 نوشیدنی که قبل از مرگ باید چشید، 1001 یک غذایی که قبل از مرگ باید خورد!



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

جمعه شب گذشته آقای فریبرز عرب نیا نقش اول سریال تاریخی و ماندگار مختار نامه ، با حضور در برنامه هفت خیلی بی پرده اما با دید کارشناسی به بیان مسائل و مشکلات و نقد عرصه سینما و سینماگران و نحوه تعامل مسئولان با این موضوع پرداخت .

نگاه نقادانه و البته صادقانه عرب نیا به مقوله سینما و سینما گران و آفت هایی که این هنر را به صورت جدی تهدید می کند ما را برآن داشت تا مشروح سخنان این هنرمند کشورمان را برای مطالعه شما مخاطبان روی پایگاه اطلاع رسانی واحد مرکزی خبر قرار دهیم .

من از خداوند می خواهم امشب هر چه به زبانم می آید خارج از حوزه نفس و منفعت شخصی باشد .

امیدوارم هر آنچه می گویم به قصد پیدا کردن مشکلات بازیگری، ‌سینما و پیدا کردن راه حل ها و مفید برای ابتدا مسئولین و سپس تماشاگرانش باشد.

من بیشتر از آنکه بخواهم از خودم صحبت کنم می خواهم در مورد مسائل مهم بازیگری صحبت کنم و طبیعتا در میان بحث به خودم هم خواهم رسید.

من متاسفانه دیدم در ورود به این بحث مهم یعنی ماندگاری یک بازیگر تا به حال هر چه بحث کردیم از زاویه کاری که بازیگر باید با خودش بکند بوده و آن طور نگاه نکردیم که یک بازیگر در پیکره ای است و آن پیکره که شامل مسئولین، تهیه کنندگان و کارگردانان هستند، ‌باید چه کنند که یک بازیگر بتواند ماندگار شود و تا وقتی که به این زاویه نپردازیم من مطمئن هستم که این بحث ما به سرانجام نمی رسد .

 در مکتبی که من بیان می کنم بازیگر کامل باید صاحب ویژگی های خاصی باشد، به نظر من هر ویژگی از این مسائل حذف شود بازیگر ناقص خواهد بود.

البته طبیعی است که یک بازیگر به مرور به سمت کامل پیش خواهد رفت.

در واقع به نظر من فعالیت بازیگری مانند هرمی است که بازیگر هر چه از کف به سمت بالای هرم پیش می رود ویژگی های بیشتری در وجود او تبلور خواهد یافت.

علاوه بر فیزیک بدنی ،‌اندام و چهره مناسب هر بازیگر باید از آن برخوردار باشد. هوش، قدرت روحی و جسمی، خلوص، صداقت و وفای به عهد، پایمردی، قدرت، ریسک، سلامت جسم، آزادی خواهی و عشق به رهایی، نوجویی و میل به آموختن و اصالت، خلاقیت بلند پروازی و به کم قانع نشدن در عین واقع بینی از خود گذشتگی و ایثار، اخلاق و شرف و منش انسانی، عدالت طلبی و اعتدال، ‌حقیقت طلیی، ‌شناخت خود و خدا و در نظر داشتن مداوم حضرت مرگ که برای یک بازیگر لازم است.


علاوه بر اینکه یک بازیگر باید در مورد چنین ویژگی هایی که عرض شد مراقبت های ویژ ه ای از خود داشته باشد، مسائل دیگر نیز در این مراقبت ها مهم است .

به نظر من دومین مسئله ای که یک بازیگر باید به آن توجه داشته باشد حقوق بازیگر است که نسبت به خود، مردم و مقام بازیگر تعریف می شود. همچنین ارتباط بازیگر با حیطه های مختلف و همچنین هدف یک بازیگر از کار خود مسائلی است که باید به آن توجه شود. به عنوان مثال در بحث حقوق و تکالیف متاسفانه از سوی مسئولین تنها به بحث درخواست تکالیف توجه می شود و در نقطه مقابل آن بحث های در نظر گرفتن حقوق بازیگر توجه چندانی نمی شود.

به نظر من یک بازیگر کامل حتما باید از قدرت هماهنگی خوبی در شرایط سخت کار و الزاماتی که متن برای او ایجاد می کند برخوردار باشد. درباره عدالت طلبی و اعتدال که یکی از ویژگی های یک بازیگر کامل است بعضی از مسائلی که مطرح می شود با معیارهای جهانی در تضاد است . در نظر من اعتدال یعنی بازیگر بتواند در تمام زمینه ها از افراط و تفریط دوری کند. حقیقت طلبی نیز به نظر من آن است که بازیگر وقتی می تواند جایگاه خودش را درک کند که در تمام زمینه ها به دنبال فهم وجود خودش در دنیا باشد. از افراط و تفریط منظور من آن است که یک بازیگر سر یک کار همانقدر که نمی گذارد سوارش شوند خودش هم سوار برکار نشود. او هنگام بازی باید بتواند در بازی اش هم زمان حس و بازی اش را بالا و پایین بیاورد.

بازیگر باید بداند جاهایی باید اصرار کند بر روی عقایدش و جاهایی هم باید از اعتقاداتش کوتاه بیاید. اما عرب نیا در پاسخ به اینکه تا چه میزان شرایط در سینمای ایران مانع از رسیدن بازیگر به این ویژگی های کامل است، گفت: ببینید ما متاسفانه طی این سال ها نمی دانیم با نخبگان یا به زبان ساده بگویم قهرمانانمان چگونه رفتار کنیم خیلی راحت تر ترجیح می دهیم خوردش کنیم و آن را بشکنیم تا خیالمان راحت شود که نیست؛ ببینید یک بازیگر بخصوص وقتی که به سطح کمال می رسد سرمایه ملی مملکت است.


کشور، مردم، خودش و خداوند برایش هزینه کردند؛ نتایج بسیار حیاتی از حضور این قهرمانان برای کشور بدست می آید. ما در این چند سال اخیر بخصوص در سینمایمان روز بروز از قهرمان چه در سطح فیلمنامه و شخصیتهایمان و چه درجه رفتارهای مسئولین با ما خبری نیست .

قهرمان پایمردی است که برسر اصولش ایستادگی می کند و از اصولش پایین نمی آید . ما وقتی قهرمان را می کشیم ما وقتی اجازه حضور نمی دهیم ما وقتی آگاهانه و ناخودآگاه سیستم کوتوله سازی و کوتوله پروری را رواج می دهیم هرچند ناخودآگاه ، نتیجه اش فیلم هایی می شود که نمی گذارد مخاطب نفس بکشد تماشاگر می رود و جدایی نادر از سیمین را می بیند . اینکه چرا بازیگرها خودشان هم تن می دهند به این بازی ها ، آن خودش یک مسئله مفصل دیگر است . من می خواهم از شما اجازه بگیرم و وارد بحث رابطه سیاستمدارها با هنرمندان بشویم .

به نظر من یک مسئول و حتی یک بازیگر باید بتواند قدرت این را داشته باشد که در حد خدایان بداند الان چه چیزی حیاتی است و چه چیزی حیاتی نیست .

من قبل از اینکه وارد این بحث شوم از مسئولین خواهش دارم این بحث را با سعه صدر گوش دهند حتی اگر جایی به نظر آید که منظور من شخص خاصی است که نیست ، اگر به نظر بیاید درباره دوره خاصی است که نیست .

من دارم درباره سیستم و دستگاه مدیریت فرهنگی صحبت می کنم که به نظر من به کل باید عوض شود .

من می خواهم از کلام خود مقام معظم رهبری مثال بیاورم . ایشان گفتند عالی ترین دغدغه نظام جمهوری اسلامی عدالت و اجرای آن است اگر چه در طول این سی سال کارهای خوبی صورت گرفته اما مطلقا راضی کننده نیست .

ایشان فرموده اند سی سال آزمون و خطا دیگر کافی است . چرا ایشان می گویند مطلقا راضی کننده نیست ؟

چون به نظر من عدالت که مستقیما به بحث فرهنگ برمیگردد باید مطلقا برقرار شود و چیزی نیست که بطور نسبی باشد .


من ازاین جملاتی که بسیار مهم هستند و به نظرم در روزهای مهمی هم گفته شده اند نتیجه می گیرم که ایشان هشدار داده اند به مدیران و بخصوص به مدیران فرهنگی ما .


به نظرمن اصلی ترین آفتی که طی این سالها مدیریت فرهنگی ما با آن دچار بوده نگاه اشتباه و تفسیر غیر حق به نگاه خودی و غیر خودی است . یک نگاه به شدت تنگ نظرانه بر اساس منافع شخصی که سالهاست درنگاه مدیران فرهنگی ما جاری است .

هر کدام از مدیران در دوره ای توجیه ای برای رفتارخود داشته اند ورای آن توجیهات فارغ از تمام مشکلاتی که داشتند خروجی سیستم هایشان را که نگاه میکنی می بینی بیش از آنکه نخبگان و شایسته ها اجازه کار پیدا کرده باشند نزدیکان، آشنایان و کسانی که به قواعد و تعریف ها می خواندند و وارد شدن وعموما ًهم کارشان رابلد نبودند .

بینید یک تفسیری است در مدیریت ما می توانیم قدرت نظامی رادراولویت قرار دهیم ما میتوانیم اقتصاد را رهرو جریان بکنیم میتوانیم سیاست را بکنیم و می توانیم فرهنگ را....

و به نظرم سیاست و اقتصاد دو بازوی هم هستند ما می آییم با هر چیزی که مزاحممان است برخورد می کنیم بجای آنکه به چشم یک پدبده نگاه کنیم .

بازیگر می آید داخل سیستم تهیه کننده به او اجازه ابراز نمی دهد . مسئولین به او اهمیت حتی نمی دهند . ما همین اخیراً شب تهیه کنندگان راداشتیم .

یک بازیگر صاحب کسوت روی صحنه رفته و نطقی را که آماده کرده در رابطه با اینکه چرا جایزه تهیه کننده ها که در چند رشته مختلف است به بازیگران اهدا نشده است و این قضیه را توجیه کرده اند . می تواند آن تعابیر درست باشد اما نمی توان یک چیزی را نادیده گرفت درهمه جای دنیا فیلم حرفه ای بدون بازیگر معنا ندارد . فیلمی که به سینمای قصه گو وداستان گو تعلق داشته باشد . شما دریک نقطه از جهان مثال بیاورید که به بازیگر اهمیت نمی دهند به بازیگر در جشن و جشنوار جایزه نمی دهند .

من نمی خواهم مقام بازیگر را بیهوده بزرگ کنم . می خواهم بگویم چرا مقام بازیگر در سینما لوث شده و ما داریم نه تنها درسینما بلکه در جامعه تاوان می دهیم و متوجه نیستیم .

مقام بازیگر یک مقام خداجوی و خداگونه است نه چون من بازیگرم بلکه برایش دلیل دارم . ما اگر در ریشه جستجوکنیم . که تاریخ چگونه بازیگری شکل گرفته می رسیم به آدم هایی ،‌آئین های ، و کسانی که دربین مردم مقامی خدای گونه داشتند و آرزوها و فرض های آنان را به ماده وتجسم تبدیل می کردند .

ما همانطور که در کشور ازطریق فوتبال ،‌بورس و خیلی چیزها تب و تاب جامعه را کنترل می کنیم ببینیم در جاهایی خاص از طریق شمایل سازی به واسطه بازیگر جامعه را ازخیلی سموم پاک می کنند و ایده آل ها و آرمان هایی که میلشان است را به این ها که جذاب هستند و کاریزما دارند جاری می کنند .

حالا ما می آییم باتبعیت از غرب درمورد دستمزد بازیگران صحبت می کنیم بی آنکه بدانیم شرایط فرق می کند. کسی که مقام تهیه کننده مقام مجله داری و منتقدی داشته می آید در برنامه هفت با جرات و جسارت می گوید ما بازیگر جهانی نداریم .

کسی هم نیست بپرسد اگر ما بازیگر جهانی نداریم و شما مثال می زنید تام کروز که وقتی فیلمش روی پرده می رود همه جای دنیا همزمان فیلمش را میخواهند درست می گویید . اما آیا آن بازیگر جهانی خودش چمدانش را میگیرد دستش به جایی میرود و جهانی می شود یا اینکه به واسطه حضور در یک فیلم جهانی با معیارهای جهانی امکان بروز پیدا می کند . یا به واسطه تهیه کننده با سواد جهانی او جهانی می شود.

ما بازیگر جهانی داریم چرا چون سریاهایی داریم مثل مختار که هم اکنون دارد با چند زبان دنیا ترجمه و پخش می شود و بازیگران توانستند با مخاطبان خارجی ارتباط برقرار کنند و این یعنی اینکه ما بازیگر جهانی داریم و فیلمش را نداریم.

البته من بحثم این نیست بحثم این است که وقتی به بازیگر می رسیم به راحتی مقامش را مخدوش می کنیم و متوجه نیستیم داریم چه می کنیم و متاسفانه خود بازیگران و همکاران من بیش از همه به این قضیه کمک می کنند.

به نظرم بازیگر در مملکت ما مظلوم ترین قشر در سینما است. چون امکان دفاع از خودش را ندارد.

صدابردار می تواند کارش را خراب کند چون دوستش ندارد به همین سادگی فیلمبردار شما می تواند کارش را خراب کند پارتنر می تواند او را خراب کند، کارگردان می تواند او را بکشد و تهیه کننده می تواند نابودش کند.

ما تنها کشور جهان هستیم که وقتی تهیه کننده و کارگردان از بازیگر خوشش نمی آید نقشش را حذف می کند و متوجه نیستند که ما به فیلم داریم ضربه می زنیم . البته 10 درصد هم هستند که اینچنین نیستند و اتفاقا همان 10 درصد دارند تمام بار سینمای شریف ایران را به دوش می کشند.

ما وقتی مدیریت فرهنگی مان بدون شناخت از فرهنگ و سینما و تنها براساس سیاست های دیکته شده ای که به او داده اند آمده ما نمی توانیم با او ارتباط برقرار کنیم و او نمی تواند ما را درک کند. ببینید بحث شما ماندگاری بازیگر است من می خواهم  بگویم ماندگار بودن یا نبودن بازیگر جدا از درصدی که به خودش تعلق دارد نیم بیشتر آن به مسئولین و نحوه برخورد آنان بستگی دارد.

شما به بحث دستمزد نگاه کنید من بارها دیدم در این مورد بسیار بحث می شود.

خود من بگذارید خیلی شفاف بگویم برای سریال مختار که بسیار حرف و حدیث بود ماهیانه میانگین 10 میلیون دستمزد گرفتم که طی 5 سال چیزی 600 میلیون تومان شد یعنی معادل دستمزد یک مربی فوتبال اما مربی فوتبال هرگز در طول فصل دوبار مرگ را مثل من بازیگر جلوی چشمش نمی بیند.

کار کردن با جانواران و انسان های موذی و کار کردن در سختی کویر و ... را ندارد .

من جسمم دچار فرسودگی بسیار شدید شد جدا از آنکه دوبار با مرگ دست و پنجه نرم کردم .

چرا دارم این را مثال می زنم چون یک سیستم اگر فکر می کند الان مختار نامه به واسطه این حضور بازیگر نقش مختار حالا هر کسی می خواهد باشد عوایدی برای نظام و سیستم دارد باید حمایتش کند .

من برای آنکه فیلم مبتذل بازی نکنم دستمزد های بسیار زیادی را بعد از مختارنامه رد کردم و تنها دو فیلم بازی کردم .اما من برای آنکه بتوانم کارهای ضعیف را رد بکنم و تنها در کارهای ارزشمند بازی کنم آیا باید از جایی در آمد داشته باشم یا نه ...

مدیر من می آید حق استفاده تبلیغاتی برای من را ممنوع می کند و من امکان تبلیغ را از دست می دهم . مدیر من می آید امکان مشارکت من در فیلم ها را از من می گیرد و حتی به او بر می خورد.

مدام مسئولین به مردم می گویند بازیگر متعلق به مردم است و باز نمی توان فهمید این یعنی چه ؟

آیا بازیگر مثل ابزاری متعلق به مردم است یا بازیگر مثل امانت ملی حفظش بر همگان واجب است ؟

تماشاگر هم بدون آنکه از چیزی با خبر باشد با همین حرفها توقعش این است که در هر لحظه من متعلق به او هستم و می تواند حتی یواشکی از من عکس بگیرد چون ما مال او هستیم و این توقعات را سیستم معیوب بوجود آورده است و تفاسیر مطبوعات که به شدت در این سال ها به این مسئله دامن زده است . با بازیگر سیستم دارد مثل ابزار رفتار می کند در مجالس و مراسم از او به عنوان یک وسیله تزئینی استفاده می کنیم .

در سمینار طنز پردازان در همین تلویزیون بلند گو را به کسی می دهیم که طی این چند سال با حضور در فیلم های سطحی رسانه ای نقش بسزایی در پائین آمدن سطح سلیقه مردم داشته و فقط به اسم و نام فکر می کنیم . این حرف را به خاطر آن می زنم چون می دانم آقای ضرغامی مدیر قوی هستند و ناراحت نمی شوند و می دانند این حرف ها از سر دلسوزی است الان ما بازیگری داریم که هیچکدام از ویژگی های اخلاقی و روحی مارلون براندو را ندارد اما می آید سر صحنه با حالت مجنون وار و پر از خود شیفتگی و اسمش را هم کسی می گذارد که شبیه براندو است . هیچ اشکالی ندارد اما حضور این ها باعث می شود وقتی کسی به سراغ بازیگری می آید به دنبال این باشد که فقط اسمی داشته باشد و عکسش روی چهار تا مجله چاپ شود.

چه کسی باعث این اتفاقات شده مسئولین ، تهیه کنندگان ، مطبوعات و ...

ما به راحتی دیدیم که مسئولین بازیگری را ممنوع الکار می کنند و جالب آنست که در دام همان ها هم می افتند.

مثال می زنم بازیگری 2 میلیارد به تهیه کننده می دهد 1 میلیارد بر می دارد آیا این یک حرکت تبلیغاتی نیست برای آنکه نشان دهد دوره اش تمام نشده و هنوز خریدار دارد؟

آیا یک مدیر با عظمتش باید بیفتد در این بازی . بگذارید هر کس هر چقدر دوست دارد بگیرد .

غیر از اینکه مدیر نباید وارد شود یک مسئول به نظر من شیوه وارد شدن هم اشتباه است چرا که اساسا ذات بازیگری و شمایل بازیگر و کارکردش نزد مخاطب عامه را بلد نیست و ...

گلشیفته فراهانی چطور از ایران رفت؟ برای چه رفت ؟ سرمایه ما بود یا نبود آیا الان آنجا آدم موفقی است ؟ نه ...

سوخت، ما از دستش دادیم من کاری به عقاید سیاسی و رفتارهای سیاسی کسی ندارم من درباره فرهنگ دارم صحبت می کنم .

باز برمی گردم به فرمایشات مقام معظم رهبری و بر این اساس که پس از سی سال دیگر وقت آزمون و خطا نیست این حرف ها را می زنم .

چرا مسئولین ما بدون دلیل باید بازیگری را حمایت نکنند و بجای آن بازیگری را بیاوریم با شمایل کوتوله و اهداف پست و توانایی های حقیر و این ها بشوند شمایل مردم .


ما سیستم مدیریت فرهنگی مان یک سیستم فاسد است و می خواهم اشتباه نگیرید به اینکه در این سیستم فحشا است.

فاسد یعنی بدون تحرک بودن و گندیدگی یعنی اینکه اینقدر این سیستم خودش را اصلاح نکرده و مانده که مثل آب راکد گندیده است.

باید این آب عوض شود و این دقیقا بر اساس ترس بنا شده و به گفته مولا علی (ع) بزرگترین گناه ترس است. این سیستم اشتباه بر پایه ترس بنا شده است، ترس از مشخص شدن ضعفها ...


ترس از روی کار آمدن نخبه ها - ترس از وجود نوجوها و کارآمدان حقیقی ... ترس از دست دادن پست و مقام ....


ما در این چند سال اخیر ( البته باز تاکید می کنم اصلا بحثم مدیریت فعلی نیست فقط سیستم را می گویم ) و البته بحث من ورود باندها هم نیست که در میان خودمان هم هستند .

خیلی ببخشید ما می گوییم چطور و چگونه بازیگران با پول وارد می شوند بعد می آئیم یک نفر را می نشانیم که می گوید ، من هرکس را وارد بازی کردم بلد بوده و براساس قواعد آورده ام او را و این دروغ را خیل انبوه تماشاگران می دانند این آدم خیلی ها را از داخل کوچه پول گرفته و بازیگر کرده است .

چطور این مدیریت که به راحتی بازیگر را ممنوع الکار می کند و به تهیه کننده ، کارگردان و ایجنت ها که معلوم الحال هستند را نمی تواند جلویش را بگیرد.

چرا ما کارگردانی را داریم که در مقام تهیه کننده به خاطر اختلاس مالی در زندان رفته ، بیش از یک دهه زندان بوده می آید بیرون به او مجوز می دهند ، اما ما کارگردان های جوانی را داریم که می خواهند کار کنند اما به آنها مجوز نمی دهیم.


من الان اینجا نشستم آقای سجاد پور لطف کردند این هفته به من خبر دادند اولین فیلم با نام آمبولانس مجوز گرفته تا کارگردانی کنم پس من برای خودم نمی گویم بلکه دارم سیستم را نقد می کنم .


این سیستم باید بعد از انقلاب عوض می شد ، اما هنوز وامدار همان زمان است .

البته من این همه از سیستم معیوب گفتم ، اما این را هم بگویم که کسانی هم هستند در همین سیستم که چون ستون های خیمه این سیستم را نگه داشته اند و من فکر می کنم اینکه اینجا نشسته ام و دارم حرف هایم را بدون سانسور می زنم را مدیون وجود همین افراد هستم



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵
گوگل اعلام کرد که از اول آگوست از سه مرورگر قدیمی حمایت نخواهد کرد و بنابراین کاربران نمی توانند از این تاریخ از عملکردهای این جستجوگر استفاده کنند.

به گزارش مهر، گوگل تصمیم گرفته است از اول ماه آگوست از مرورگرهای اینترنت اکسپلورر7، فایرفاکس 3.5 و سافاری 3 حمایت نکند.

هرچند حتی پس از این تاریخ جستجو بر روی این جستجوگر از طریق این مرورگرها امکانپذیر است اما گوگل عملکرد صحیح سرویسهای خود را بر روی این سیستمها تضمین نمی کند.

شرکت مانتین ویوو در یک اطلاعیه رسمی توضیح داد که از اول آگوست تنها از دو نسخه آخر هر یک از این مرورگرها حمایت می کند. برای مثال، در مورد اینترنت اکسپلورر تنها نسخه های 8 و 9 مورد تائید گوگل هستند.

درحال حاضر مشخص نیست که کدام یک از سرویسهای گوگل بر روی این مرورگرهای قدیمی دچار مشکل خواهند شد اما به نظر می رسد که "جی. میل" و Google Docs از جمله این سرویسها باشند.

براساس گزارش وب نیوز، پیش از این فایرفاکس و مایکروسافت نیز تصمیمات مشابهی را در مورد مرورگرهای قدیمی خود اتخاذ کرده بودند.

درحقیقت به نظر می رسد که تنها روش موجود برای وادار کردن کاربران به بروزسازی مرورگرها اجبار است. بیشتر کاربران به دلیل تنبلی و یا عدم توانایی لازم از به روزسازی مرورگرهای قدیمی امتناع می کنند. این مسئله موجب می شود که کاربران خود را در معرض حملات و تهدیدات سایبری قرار دهند.

 



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ]