سایت بهترین ابزار


تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

غضنفر می ره دکتر و می گه: آگای دهتور ما چرا بچه دار نمی شیم؟ دکتر می پرسه؟ چند ساله ازدواج کردین؟ غضنفر می گه: دو ماه. دکتر می گه: بابا زنه ته، زود پز که نیست

 

یه روز یه نفر میره دکتر، به دکتر میگه: نمی دونم چرا همه چیز را دو تا می بینم ؟
دکتر میگه هر دوی شما این جوری هستین

 

دکتر : چه مریضی ای دارید؟ مریض: اگر می دانستم که پیش شما نمی آمدم

 

از یک دکتر می پرسن خط وسط قرص برای چیه؟
میگه که اگر قرص
با آب پایین نرفت با پیشگوشتی پایین کنند

 

روزی دکتری در کشتی طبابت می کرد. و هر کس مریض می شد یک قاشق آب دریا تجویز می کرد .
یک روز هوا طوفانی شد و دکتر به دریا افتاد. پرسیدند
دکتر کجا رفته است .گفتند رفته دارو خانه

 

یک دکتری از مریضش می پرسد این همه قاشق در شکم تو چه کار می کند؟
مریض میگوید خودتان گفتین روزی یک قاشق بخور

 

مریضی به طبیب خود گفت:
از قراری که می فهمم فراموشی
برای من حاصل شده و قوه حافظه ام رو به تحلیل گذاشته است.
طبیب
گفت:
بله متوجه ام, می بینم مدتهاست فراموش کرده اید حق ویزیت مرا
بپردازید!!!

 

طرف آلتش مونده بود بیرون، می پرسن؟ اون
چی یه؟ می گه ماکارونی، می گن: پس یه بسته بده ما، می گه: مال ما
تک ماکارونی یه.


غضنفر ...... با طعم لیمو شیرین می ذاره،
به زنش می گه: زود بیا
بخور و گرنه تلخ می شه!!!

اگه گفتین فرق بین زن و سرباز در چی یه؟ سرباز وقتی تسلیم می شه، دستاشو می بره هوا ولی
زن وقتی تسلیم
می شه، پاهاشو می بره هوا !!!

 

یه آقایی برای تسلیت گفتن، می خواست بره خونه کسی که به تازگی زنشو از دست داده بوده ولی اشتباهی می ره خونه آقایی که دوچرخه شو گم کرده بود، بهش تسلیت می گه ولی طرف با کمال خونسردی می گه: نه آقا راحت شدم از دستش، جلوش تاب داشت، تهش باد می داد و تازه هرکی می رسید، می پرید روش.

 

غضنفر و دوستش می رن قطب جنوب، بعد از دو روز، یه اسکیمو می بینن، ازش می پرسن؟ شما
اینجا دختر سیاه
دارین؟ اسکیموهه می گه: بله، می پرسن؟ دختر سفید چطور؟ طرف می گه: بله، دوباره می پرسن؟ دختر سیاه و سفید چطور؟
اسکیموهه می گه: نه نداریم. غضنفر برمی گرده و به
دوستش می گه: نگفتم اونی که ترتیبشو دادیم پنگوئن بود!

 

تیمساره از سرهنگه می پرسه؟ من ترتیب زنمو دادم، انجام وظیفه بوده یا بیگاری؟ سرهنگه
می گه: نمی دونم
. تیمساره می گه: خاک بر سرت. می رسه به یه سربازه و همون سوالو می کنه؟ سربازه جواب می ده: انجام وظیفه، تیمساره می گه: آفرین، از کجا فهمیدی؟ سربازه می گه: آخه قربون اگه بیگاری بود، می دادین
به ما
.

 

بچه هه با مادرش می رن حموم، بچه هه چشمش می افته به اونجای مادره و می پرسه؟ مامان جون اون چی یه؟ مامانش می گه: این گاراژه.
بچه هه می گه: مامان می ذاری ماشینمو بذارم توش؟ مامان جواب می
ده: نه خیر، این جای تریلی باباس

 

مرده می ره داروخونه و می گه: آقا ببخشید، یه ........ کدیین دار می خوام . یارو دارو خونه ای یه
می گه: برای چی کدیین دار؟ مرده می گه: آخه یه سر درد آن چنانی
گرفتم

 

روزی سه تا دیوونه می رن عروسی، دو تا شون می رن وسط و می رقصن، اون یکی می شینه کنار و می گه: قرمز سبز زرد، قرمز سبز زرد،
می پرسن؟ تو چرا نمی رقصی؟ می گه: من رقص
نورم

 

دو تا دیوونه می رسن به هم، اولی به دومی
می گه: اگه چراغ قوه رو روشن کنم، از نورش

می ری بالا؟ دومی می
گه: فکر کردی من دیوونم؟ که برم بالا، تو چراغ قوه رو خامو ش کنی و من بیفتم پایین !!!

 

دو تا دیوونه با هم نشسته بودن یک دفعه یکیشون می زنه زیر خنده اون یکی می پرسه چرا می خندی می گه یه جوک باحال برای خودم تعریف کردم تا حالا نشنیده بودم

 

سه تا دیوونه رو میبرن استخر امتحانشون کنن
از قضا اون استخره آب نداشته

اولیه و دومیه میپرن دست و پاشون
میشکنه
سومیه گوشه استخر شروع می کنه به راه رفتن ازش می پرسن چرا نمپری تو
آب ؟ می گه من استادم اینجا هر کی غرق شد نجاتش بدم....

یه روز، دو تا دیوونه،
تو یه شهر به هم می رسن.
یکی شون از اون یکی می پرسه: اون ماهه یا خورشید؟ اون
یکی جواب می ده: نمی دونم، منم مثل تو، تو این شهر غریبم

 

مدیر یه دیوونه خونه، پول نداشت دیوونه ها رو نگهداره، از سازمان مربوط به دیوونه ها میان و
می گن: اینجا
تا فردا باید تخلیه شه. مدیره می گه:
اگه بخواید کسی از اینجا بره، باید از رو
نعش من
رد بشین
.
بعد یه دیوونه به دیوونه دیگه می گه
:
_
من میترسم

_
اخه چرا

_
مگه نشنیدی مدیره چی گفت
:
مدیره می میره، بعد ما رو از رو نعشش
رد
می کنن و می برن
.

اون چی یه که آقا می ده و خانوم می خوره؟
دیدی باز بد فکر
کردی!!!                ===> حرصه.

 

یه زن وشوهر میخواستن کارشون رو انجام بدن، بچشون مزاحم می شده تا این که پدره ناراحت
می شه و به بچه هه می گه: چکارمون داری بابا
جون؟ بچه هه می گه: کجا میخواین برین؟ پدره می گه: می خوایم بریم تو اتاق، خودمونو بکشیم و بعد می رن تو اتاق و در رو می بندن. در این هیر و بیر، عموی بچه هه از راه می رسه و می پرسه؟ بابا و مامان کجان؟ بچه هه می گه: رفتن تو اتاق خودشنو بکشن. عموهه می گه: بیا برو بالا، از پشت پنجره ببین چیکار میکنن؟ بچه هه می ره بالا و نگاه می کنه و می گه: مامانم که مرده ولی بابام افتاده روش داره جون می کنه !!!

 

یه پسر کوچولو با مامانش می ره حموم، از مامانش می پرسه؟ مامان اون چیه؟ مامانه می گه: گنجیشکه. فرداش، پسره به باباش می گه: با با من گنجیشک می خوام. باباهه ماجرا رو از زنش
می پرسه؟ به اصرار پسر، با باهه مجبور می شه،
نشونش بده، پسره می گه: حالا که کرک و پرش هم کردین، می دینش به من؟!!!

 

اولی:میدونی بزرگترین آرزوی دخترها چیه؟                  دومی:نه
اولی:اینه که رو دیوار
بشاشن

 

یه روز یک بچه میره اتاق خواب بابا و مامانش باباش میگه :واسه چی اینجا اومدی
بچه میگه:میخوام اینجا بخوابم

باباش میگه:برو گم شو جا نیست
. میبینی که منم رو مامانت خوابیدم

 

یه روز بچه هه تو حموم، به ........ باباش اشاره
می کنه و می گه: بابا لولو ... لولو، باباهه که منظور بچه رو نمی
فهمه، سنگ پا رو به بچه می ده و
می گه: اگه این بار لولو رو دیدی بکشش. بچه هه
با سنگ پا میزنه به ..... باباهه و باباهه دادش به هوا می ره و می گه: چی کار کردی بچه؟ بچه ه هی گه: لولو رو کشتم

 

معلم به شاگردش می گه: با حالا یه جمله بساز، شاگرد می گه: حالا یارم بیا، دل دارم بیا، معلم می گه: حالا یه صفر می دم، فردا با ننت بیا.
 

معلم: فیل ها در کجاها پیدا می شن؟
شاگرد: آقا اجازه، فیل
ها اون قدر بزرگن که اصلا
گم نمی شن
!!!
 

معلم: بگو ببینم باقر، ما چند تا دندون داریم؟ تعداد و اسماشونو بگو. باقر: آقا ... آقا ما !!!
یکی از بچه ها: آقا ما بگیم؟ آسیایی
. باقر: آها، ما فهمیدیم. آ...آسیایی، آمریکایی، آفریقایی، اروپایی استرالیایی و

 

معلم از شاگرد پرسید :
چرا انیشتن از افتادن سیب تعجب
کرد ؟
شاگرد پس از جند لحظه مکث گفت
:
آقاچون زیردرخت گلابی نشسته
بود !!

معلم از شاگردش می پرسه؟دو دو تاچند تا

می شه؟ شاگردش جواب
می ده: ۳۲ تا، معلم
می گه: همین کارا رو می کنی که بهت می گن: ترک خر. در ادمه
معلم می گه: دو دو تا می شه
۴ تا، خیلی هم که بشه، می شه ۸ تا.

 

به یکی می گویند ۲×۲ تا چند تا می شود می گوید ۵ تا میگویند چرا میگوید چون علم پیشرفت کرده است.

 

یک روز یک نفر روی دیوار یک نقطه آبی می بینه .می ره جلو می بینه مورچه شلوار (لی) پوشیده

 

معلم : با آجر جمله بساز، دانش آموز: خانوم با آجر جمله نمی سازن، خانه می سازن

 

روزی معلم به شاگرد میگه ۵تا حیوان درنده نام ببر؟
شاگرد:
۲تا ببر ۳تا شیر



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

غضنفر می ره دکتر و می گه: آگای دهتور ما چرا بچه دار نمی شیم؟ دکتر می پرسه؟ چند ساله ازدواج کردین؟ غضنفر می گه: دو ماه. دکتر می گه: بابا زنه ته، زود پز که نیست

 

یه روز یه نفر میره دکتر، به دکتر میگه: نمی دونم چرا همه چیز را دو تا می بینم ؟
دکتر میگه هر دوی شما این جوری هستین

 

دکتر : چه مریضی ای دارید؟ مریض: اگر می دانستم که پیش شما نمی آمدم

 

از یک دکتر می پرسن خط وسط قرص برای چیه؟
میگه که اگر قرص
با آب پایین نرفت با پیشگوشتی پایین کنند

 

روزی دکتری در کشتی طبابت می کرد. و هر کس مریض می شد یک قاشق آب دریا تجویز می کرد .
یک روز هوا طوفانی شد و دکتر به دریا افتاد. پرسیدند
دکتر کجا رفته است .گفتند رفته دارو خانه

 

یک دکتری از مریضش می پرسد این همه قاشق در شکم تو چه کار می کند؟
مریض میگوید خودتان گفتین روزی یک قاشق بخور

 

مریضی به طبیب خود گفت:
از قراری که می فهمم فراموشی
برای من حاصل شده و قوه حافظه ام رو به تحلیل گذاشته است.
طبیب
گفت:
بله متوجه ام, می بینم مدتهاست فراموش کرده اید حق ویزیت مرا
بپردازید!!!

 

طرف آلتش مونده بود بیرون، می پرسن؟ اون
چی یه؟ می گه ماکارونی، می گن: پس یه بسته بده ما، می گه: مال ما
تک ماکارونی یه.


غضنفر ...... با طعم لیمو شیرین می ذاره،
به زنش می گه: زود بیا
بخور و گرنه تلخ می شه!!!

اگه گفتین فرق بین زن و سرباز در چی یه؟ سرباز وقتی تسلیم می شه، دستاشو می بره هوا ولی
زن وقتی تسلیم
می شه، پاهاشو می بره هوا !!!

 

یه آقایی برای تسلیت گفتن، می خواست بره خونه کسی که به تازگی زنشو از دست داده بوده ولی اشتباهی می ره خونه آقایی که دوچرخه شو گم کرده بود، بهش تسلیت می گه ولی طرف با کمال خونسردی می گه: نه آقا راحت شدم از دستش، جلوش تاب داشت، تهش باد می داد و تازه هرکی می رسید، می پرید روش.

 

غضنفر و دوستش می رن قطب جنوب، بعد از دو روز، یه اسکیمو می بینن، ازش می پرسن؟ شما
اینجا دختر سیاه
دارین؟ اسکیموهه می گه: بله، می پرسن؟ دختر سفید چطور؟ طرف می گه: بله، دوباره می پرسن؟ دختر سیاه و سفید چطور؟
اسکیموهه می گه: نه نداریم. غضنفر برمی گرده و به
دوستش می گه: نگفتم اونی که ترتیبشو دادیم پنگوئن بود!

 

تیمساره از سرهنگه می پرسه؟ من ترتیب زنمو دادم، انجام وظیفه بوده یا بیگاری؟ سرهنگه
می گه: نمی دونم
. تیمساره می گه: خاک بر سرت. می رسه به یه سربازه و همون سوالو می کنه؟ سربازه جواب می ده: انجام وظیفه، تیمساره می گه: آفرین، از کجا فهمیدی؟ سربازه می گه: آخه قربون اگه بیگاری بود، می دادین
به ما
.

 

بچه هه با مادرش می رن حموم، بچه هه چشمش می افته به اونجای مادره و می پرسه؟ مامان جون اون چی یه؟ مامانش می گه: این گاراژه.
بچه هه می گه: مامان می ذاری ماشینمو بذارم توش؟ مامان جواب می
ده: نه خیر، این جای تریلی باباس

 

مرده می ره داروخونه و می گه: آقا ببخشید، یه ........ کدیین دار می خوام . یارو دارو خونه ای یه
می گه: برای چی کدیین دار؟ مرده می گه: آخه یه سر درد آن چنانی
گرفتم

 

روزی سه تا دیوونه می رن عروسی، دو تا شون می رن وسط و می رقصن، اون یکی می شینه کنار و می گه: قرمز سبز زرد، قرمز سبز زرد،
می پرسن؟ تو چرا نمی رقصی؟ می گه: من رقص
نورم

 

دو تا دیوونه می رسن به هم، اولی به دومی
می گه: اگه چراغ قوه رو روشن کنم، از نورش

می ری بالا؟ دومی می
گه: فکر کردی من دیوونم؟ که برم بالا، تو چراغ قوه رو خامو ش کنی و من بیفتم پایین !!!

 

دو تا دیوونه با هم نشسته بودن یک دفعه یکیشون می زنه زیر خنده اون یکی می پرسه چرا می خندی می گه یه جوک باحال برای خودم تعریف کردم تا حالا نشنیده بودم

 

سه تا دیوونه رو میبرن استخر امتحانشون کنن
از قضا اون استخره آب نداشته

اولیه و دومیه میپرن دست و پاشون
میشکنه
سومیه گوشه استخر شروع می کنه به راه رفتن ازش می پرسن چرا نمپری تو
آب ؟ می گه من استادم اینجا هر کی غرق شد نجاتش بدم....

یه روز، دو تا دیوونه،
تو یه شهر به هم می رسن.
یکی شون از اون یکی می پرسه: اون ماهه یا خورشید؟ اون
یکی جواب می ده: نمی دونم، منم مثل تو، تو این شهر غریبم

 

مدیر یه دیوونه خونه، پول نداشت دیوونه ها رو نگهداره، از سازمان مربوط به دیوونه ها میان و
می گن: اینجا
تا فردا باید تخلیه شه. مدیره می گه:
اگه بخواید کسی از اینجا بره، باید از رو
نعش من
رد بشین
.
بعد یه دیوونه به دیوونه دیگه می گه
:
_
من میترسم

_
اخه چرا

_
مگه نشنیدی مدیره چی گفت
:
مدیره می میره، بعد ما رو از رو نعشش
رد
می کنن و می برن
.

اون چی یه که آقا می ده و خانوم می خوره؟
دیدی باز بد فکر
کردی!!!                ===> حرصه.

 

یه زن وشوهر میخواستن کارشون رو انجام بدن، بچشون مزاحم می شده تا این که پدره ناراحت
می شه و به بچه هه می گه: چکارمون داری بابا
جون؟ بچه هه می گه: کجا میخواین برین؟ پدره می گه: می خوایم بریم تو اتاق، خودمونو بکشیم و بعد می رن تو اتاق و در رو می بندن. در این هیر و بیر، عموی بچه هه از راه می رسه و می پرسه؟ بابا و مامان کجان؟ بچه هه می گه: رفتن تو اتاق خودشنو بکشن. عموهه می گه: بیا برو بالا، از پشت پنجره ببین چیکار میکنن؟ بچه هه می ره بالا و نگاه می کنه و می گه: مامانم که مرده ولی بابام افتاده روش داره جون می کنه !!!

 

یه پسر کوچولو با مامانش می ره حموم، از مامانش می پرسه؟ مامان اون چیه؟ مامانه می گه: گنجیشکه. فرداش، پسره به باباش می گه: با با من گنجیشک می خوام. باباهه ماجرا رو از زنش
می پرسه؟ به اصرار پسر، با باهه مجبور می شه،
نشونش بده، پسره می گه: حالا که کرک و پرش هم کردین، می دینش به من؟!!!

 

اولی:میدونی بزرگترین آرزوی دخترها چیه؟                  دومی:نه
اولی:اینه که رو دیوار
بشاشن

 

یه روز یک بچه میره اتاق خواب بابا و مامانش باباش میگه :واسه چی اینجا اومدی
بچه میگه:میخوام اینجا بخوابم

باباش میگه:برو گم شو جا نیست
. میبینی که منم رو مامانت خوابیدم

 

یه روز بچه هه تو حموم، به ........ باباش اشاره
می کنه و می گه: بابا لولو ... لولو، باباهه که منظور بچه رو نمی
فهمه، سنگ پا رو به بچه می ده و
می گه: اگه این بار لولو رو دیدی بکشش. بچه هه
با سنگ پا میزنه به ..... باباهه و باباهه دادش به هوا می ره و می گه: چی کار کردی بچه؟ بچه ه هی گه: لولو رو کشتم

 

معلم به شاگردش می گه: با حالا یه جمله بساز، شاگرد می گه: حالا یارم بیا، دل دارم بیا، معلم می گه: حالا یه صفر می دم، فردا با ننت بیا.
 

معلم: فیل ها در کجاها پیدا می شن؟
شاگرد: آقا اجازه، فیل
ها اون قدر بزرگن که اصلا
گم نمی شن
!!!
 

معلم: بگو ببینم باقر، ما چند تا دندون داریم؟ تعداد و اسماشونو بگو. باقر: آقا ... آقا ما !!!
یکی از بچه ها: آقا ما بگیم؟ آسیایی
. باقر: آها، ما فهمیدیم. آ...آسیایی، آمریکایی، آفریقایی، اروپایی استرالیایی و

 

معلم از شاگرد پرسید :
چرا انیشتن از افتادن سیب تعجب
کرد ؟
شاگرد پس از جند لحظه مکث گفت
:
آقاچون زیردرخت گلابی نشسته
بود !!

معلم از شاگردش می پرسه؟دو دو تاچند تا

می شه؟ شاگردش جواب
می ده: ۳۲ تا، معلم
می گه: همین کارا رو می کنی که بهت می گن: ترک خر. در ادمه
معلم می گه: دو دو تا می شه
۴ تا، خیلی هم که بشه، می شه ۸ تا.

 

به یکی می گویند ۲×۲ تا چند تا می شود می گوید ۵ تا میگویند چرا میگوید چون علم پیشرفت کرده است.

 

یک روز یک نفر روی دیوار یک نقطه آبی می بینه .می ره جلو می بینه مورچه شلوار (لی) پوشیده

 

معلم : با آجر جمله بساز، دانش آموز: خانوم با آجر جمله نمی سازن، خانه می سازن

 

روزی معلم به شاگرد میگه ۵تا حیوان درنده نام ببر؟
شاگرد:
۲تا ببر ۳تا شیر



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

 مامان و بابام موقع جابه جا کردن مبل یکدفعه ولش کردند رو پام اشکم در اومده، تازه می پرسن دردت اومد؟  پـــ نــه پـــ از اینکه می بینم رابطه شما دوتا انقدر خوبه و با هم همکاری می کنید، دارم اشک شوق می ریزم!!!


* به همکارم می گم همین الان یه فیلم باحال دانلود کردم، می گه از تو اینترنت؟
 پـــ نه پـــ از تو کانال کولر، اتفاقاً پهنای باندشم زیاده، قطعی هم نداره!!!*


رفتم ساعت سازی به یارو می گم ساعتم کار نمی کنه، میپرسه یعنی درستش کنم؟
 پـــ نه پـــ باهاش صحبت کن سر عقل بیاد بره سر کار!!!*


دوستم میپرسه تو هم مثل من به طبیعت و دریا و گل و چیزای رمانتیک علاقه داری؟ پـــ نه پـــ من فقط به زباله دونی و آشغال و توالت عمومی و چیزای چندش آور علاقه دارم!!!!


رفتیم غار علیصدر. به رفیقم خفاش نشون دادم. میگه وای خفاشه! پــ نه پـــ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا!!!


دم دستشویی عمومی واستادم تا نفر قبلی بیاد بیرون، اومده بیرون، میبینه دارم پیچ و تاب میخورم میگه دستشویی داری؟؟ میگم پـــ نه پـــ ، دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی میکنم!


طوطی گرفتم فامیلمون اومده میگه اااااااااااااااااااااااا طوطیه؟
پـــ نــه پــــــ یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم!


زنگ زدم 115، میگه آمبولانس میخواین قربان؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ یه پلیس 110 میخوام, بقیش هم آدامس بدین!


داشتم تلویزیون میدیدم بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بعدش به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!!
 پَـــ نَ پَـــ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی!!!!!


مگس نشسته رو برنج به خواهرم میگم: مگـــــــــــــــــس... !میگه بکشمش؟؟ پ نه پ زشته برنج خالی بخوره یکم خورشت بریز واسش!


نوزاده تو بغل مامانش گریه میکرده مامانه میگه قربونت برم گرسنته؟ بچه هه به اذن خداوند میگه پَ نَ پَ دارم برای گرسنگان و زلزله زدگان سومالی گریه میکنم!


تو توالت بودم و تو حال خودم … یک هو یکی محکم زد به در … گفتم بله … ؟
دیدم داداشمه میگه اه تو اونجایی !؟!؟! گفتم پـ نـ پـ این صدای منشی توالته !!!
لطفا بعد از شنیدن بوق بفرمایین داخل !


دارم رو تردمیل عینه خر میدووم ، یارو مبگه اینجوری میدویی لاغر کنی ؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ دارم واسه نقش آفرینی تو سری جدید میگ میگ آماده میشم … !


توی صف دستشوییایستاده بودم یارو اومده میگه : همه دستشویی ها پره ؟؟؟ میگم : پـَـ نـَـپـَـ ما اینجا ایستادیم تا آستانه تحملمون رو بسنجیم !


توی باشگاهیارو داره مثل اسب روی تردمیل میدوه رفیقم میگه میخواد لاغر کنه ؟ گفتمپـَـ نـَـ پـَـ میخواد ببینه تردمیل کِی خراب میشه

 

لطفا نظر فراموش نشود.با تشکر.



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

یه روز مامانم خونه نبود بابام غذا درست کرد . ماشاالله همه غذا رو سوزوند. اومدیم با مرام بازی دراریم تا آخر غذا رو خوردم . وقتی غذا تموم شد بابام برگشته میگه تموم شد؟میگم اره،مگه مشکلیه؟میگه دِ نـَـه دِ خاک بر سر از قحطی برگشتت الحق که آشغال خوری بچه .
****************************
متصدی بانک : خانم بریزم به حساب جاری تون ؟!!
زن :دِ نـَــــــــــــــــــه دِ الهی جاریم بمیره! بریز به حساب خودم…
**********************************
به خواهرم میگم دعا کن برام ، دعای بچه ها زود اجابت میشه میگه :دِ نـَـه دِ اگه دعای بچه ها اثر داشت ، وقتی که من شیش سالم بود و تو اون عروسکمو شیکوندی ، باید میمُردی !!
**********************************
چاه کنه داشت چاه میکند بعد از چند روز صاحبش بهش گفت : حاجی تعطیلش کن این زمینی را که برای ما میکنی که آب نداره ؟ گفت : دِ نـَـه دِ برای شما آب نداره واسه من که نون داره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
************************************هر
۳۹ روز یکبار یادی از دوستاتون بکنید فکر کردی برا دلتنگی میگم؟
دِ نه دِ برای این میگم که اگه مرده بود اقلا به مراسم چهلمش برسید!
********************************
طرف مدارکشو داده واسه ترجمه که اقدام کنه واسه خارج.!.!.! بعد اومده خونه ما میگم چایى میخورى یا شربت؟؟؟ میگه قهوه اسپرسو اگه دارى بیار !!!!!!!!!!!!!!! تو دلم گفتم :دِ نـَـه دِ هفته پیش که خاکشیرو با کاسه سر میکشیدى یادت نیست؟؟
*******************************

داداشم ازم پرسید راسته میگن کاشف الکل رازیه؟ منم گفتم : د نـَـــــــه د هم کاشفش رازیه هم مصرف کنندش
******************************
دارم میرم آنتالیا دوست دخترم میگه میشه عزیزم منم ببری ؟میگم د نـَـــــــــــه د مگه ادم با کباب میره تو چلو کبابی……
********************************

حموم بودم، مامانم می زنه به در می گم بـــله ؟ می گه حمومی ؟ می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اینجا لندنه، صدای منو از رادیو بی بی سی می شنوی.
میگه : دِ نـَـه دِ در زدم بگم مهمونها اومدن دختراشون هم رفتن تو اتاقت داران با کامپیوترت کار میکنند ، لباس و حوله ات رو هم از پشت در برمیدارم که امشب رو لندن بمونی تا فهم درست جواب دادن رو یاد بگیری، آها یه چیز دیگه احتمالا آبگرمکن رو هم خاموش میکنم.

نظر فراموش نشود.باتشکر



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

سلام به همه دوستان عزیز به وبلاگ های دیگر من هم سر بزنید.

www.mortezatans.blogfa.com  وبلاگ خنده و جوک

www.mortezascience.blogfa.com  وبلاگ موفقیت

www.tanz88.persianblog.ir  وبلاگ خنده و جوک2

www.zibatar.persianblog.ir وبلاگ متن های زیبا و پند آموز

www.galebs.persianblog.ir وبلاگ پسران و دختران باحال

 

منتظر حضور گرمتون هستم. لطفا نظر فراموش نشود



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

حتما جواب بدین

 

اگه یه روز از خواب بیدار بشی و ببینی

هر چیزی که برات اتفاق افتاده

فیلم بوده اسم فیلم تو

چی میزاری؟

ممنون از اینکه به وبلاگ من اومدید.لطفا نظر فراموش نشود.

لبخندبه من زنگ بزنقلببای بایهورا



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

   دختره لب ساحل از مامانش میپرسه مامان این چیه تو شورت اون آقاهه؟ مامانش میگه:عزیزم این آقا پولاشو گذاشته تو شورتش!!! .....دختره میگه :نگاه کن مامان آقاهه هر چی بیشتر به شما نگاه میکنه پولدار تر میشه !!! 

 

                                               ×××××××××

 

     ترکه شب از تو حجله میاد بیرون دست زن اولی رو که میبینه میگیره میکشه به طرف اتاق ،زنه میگه: اصغر من مادر زنتم !!! ترکه میگه :من این حرفها حالیم نیست 5 میلیون امشب خرج کردم همتونو میکنم !!!

 

                                            ××××××××××××

 

    انجمن حمایت از حیوانات اعلام کرد از این به بعد علیه کسانی که برای ترکها جوک میسازند اعلام جرم میکند !!!

 

                                         ****************

 

                         ترکه داشت برای رفیقاش تعریف میکرد :آقا ما رفتیم شکار گرفتار قبیله وحشیها شدیم .قانونشون این بود یا آدم رو میکردن یا میکشتن ...!ترکه اینجای داستان که میرسه میبینه سه کرده میگه:خلاصه آقا ما رو کشتن !!! رفیقاش با تعجب میگن: ولی تو که زنده ای....؟ ترکه میگه : ای بابا به این هم میشه بگی زندگی؟

 

                                    ********************

 

                 ترکه میرفت ترتیب خر همسایه رو میداد. بهش گفتن شما که خودتون خر دارین/ چرا خر همسایه؟ گفت:خر خودمون نمیشه اون رو از بس بابام ترتیب داده دیگه مامان صداش میکنیم !!!

 

                               ***********************

 

     احکام عشق در قزوین: دیدن ک.و.ن مستحب...نکردنش:مکروه.....کردنش:واجب التزامی

 

                              ************************

 

   اگه یه وقت دیدین یه خانمی دهنش رو به اندازه دهن یه اسب آبی باز کرده نترسید با شما کاری ندارد !!! داره ریمل چشمشو پاک میکنه !!!

 

                            *************************

 

ترکه میره خواستگاری از عروس میپرسه اسمت چیه؟ میگه عصمت ولی اسی صدام میکنن . ترکه میگه خوب شد اسمت کوثر ! نیست !!!

 

                          **************************

 

         برای کاهش درد هنگام ک. و.ن دادن اعداد زیر را تکرار کن

 

         1-4-7-9-0-7-5-3-5-0

 

         الآن که نه ک سخول. وقتی داری میدی !

 

                     ******************************

 

     بعد از انقلاب مردم به سه دسته تقسیم شدن :

 

    1-اشکانیان :آنانکه صبح تا شب در عزاداریها شرکت میکنند و اشک میریزند.

 

    2-سامانیان :آنانکه میلیاردی بردند و سامان گرفتند .

 

    3- صفویان : آنانکه مثل من و تو صبح تا شب تو صفن و صذاشون هم در نمیاد.



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵
ــــ یه مَثَل ایرانی هست که میگه

عمر دست خداست، پراید وسیله است!

والا!!!!!!!!! سوار گاری شدن شرف داره به پراید...

ـــــ دانشجوی عزیز

وقتی که شما سر کلاس اس ام اس میفرستی من کاملا متوجه میشم

چون هیچ احمقی به خشتک خودش زل نمیزنه در حالی که لبخند روی لباشه !

دوستدار تو

استاد !

ایول استاد دمت گرم کشته مرده این تیکه هایه داغ استادم من...

ــــ مکالمه ای بین من و مادرم:

-مامان

- جونم

- داشتم ماست می خوردم

- نوش جونت عزیزم

- ریخت رو فرش

- کوفتو بخوری نکبت؛ خاک تو سرت....

وووووووووووی خعلی بده .......

ــــ زنگ زدم پشتیبانی میگم: چرا سرعت اینترنتم کم شده؟

میگه: چون کندی سرعت دارین!

گفتم اجرت با سید الشهدا خیالم راحت شد، یه خانواده از نگرانی در اوردی ! پس دلیلش اینه! البته خودمم شک کرده بودم!

یه سوال؟! 73182_(59).gifاینقدر سخت گیری میکنن واسه استخدام پس آخر سر چرا یه سری آدمه اسکول استخدام میشن؟! یا اینطورین یا اینطوری !!!!!!!!!

ـــــ رفتم دنبالِ خواهرم از دانشگاه بیارمش

برگشتنه گشت بهمون گیر داده ، میگه خانوم کى باشن؟

منم با حالت عصبانى میگم خواهرمه! مشکلى هست؟

بعد یهو خواهرم میگه :

جناب سروان دروغ میگه !!!

دوست دخترشم ؟؟؟؟

میگم دروغ میگه به خدا جناب سروان ؟

یارو هم مدارک ماشینُ گرفت گفت بیا کلانترى معلوم میشه!!

به خواهرم میگم مرض دارى مگه!!!!

میگه بریم کلانترى بعد بابا اینا بیان دنبالمون مامورِ ضایع بشه یه ذره بخندیم؟؟؟

ایول بابا چه دختر پایه ای بوده هه هه هه

ـــ متأسفانه یا خوشبختانه، نگاه کردن به پر شدن دانلود از نگاه کردن به منظره‌ی دشت‌های پیچیده در باد لذیذتر است

هه هه هه ارههههههـ خیلی لذت دارههههههـ مگههههـ نههههـ؟!84762_(24).gif

ـــ خدایا به هر کس که دوست میداری بیاموز که تابستان از زمستان گرم تر است

و به هر کس که بیشتر دوست میداری بفهمان که اودکلن کار حمام را نمیکند

جان هر کی دوست دارین نکنین این کارو!!!!!!! آدم احساس میکنه از کنار سطل زباله

رد شدـ ـهـ وااااای به خدا!!!!!!! تازه احساس خوش بویی هم میکننـ

ــــ سال ها برای برابری زنان و مردان تلاش کردیم...

و بالاخره توانستیم حق مش کردن مو، سوراخ کردن گوش و برداشتن ابرو رابه آقایان تقدیم کنیم!

هه هه ههههههـ چقدر بعضی از این پسرا عقده ایند احساس خوشگلی هم میکنن اییییییییییییییییییی چندششششششششش

ـــــ زندگی متأهلی یعنی:

به همسرت مسیج بدی: ای عشق، خداوند نگه‌دار تو باشد

اونوقت جواب بگیری:

یه بسته قارچ، آب‌لیمو، مرغ ، نون !

اینقدر حال میده از این کارا کردن..... عشق است حال گیری

ــــ همه پسرا فکر می کنن بزرگترین آرزوی یه دختر پیدا کردن یه پسر رویایی هستش اما نمی دونن بزرگترین آرزوی یه دختر غذا خوردن بدون چاق شدنه...

ارههههههههه خداییش هیچ کاری بیشتر از خوردن حال نمیده

ــــ پسر: عزیــــــــــــزم!!!

دختر: جووونـــــم!!!

پسر: گــــــــــلِ من!!!

دختر: جانــــم؟؟

پسر: عشــــــقم!!!

دختر: جان؟؟؟

پسر: زندگـــی من!!!

دختر: بله؟؟؟

پسر: نفسِ من!!!

دختر: زهـــرمار! بازم اسمم یادت رفته؟؟؟!! (عاقبت پسره:)

ایـــــــــولـــــــ دخیــــــــ خوشملهــــــــ ـــــهانــــــــــ بزنــــــ اونــــــ دســــ نایسهــــ را بهـــــ افتخارشــــــــ

ـــ وقتی مو تو غذا باشه،فرقی نداره مژه ی دلبر باشه یا سیبیل اصغر آقا!

هه هه ههههههههههه

ـــــ تا حالا دقت کردین تو جاده های ایران وقتی قسمت انگلیسی تابلو اسم یک شهر رو می خونین بهتر متوجه میشین تا فارسیش رو … !!!!73542_eynak.gif

اره واقعا!!!!!!!!!!! چیه این زبان فارسی پدر مارا دراورده3122_(14).gif

ـــ کلاغ اولی : غار

کلاغ دومی : غار ؟؟؟

کلاغ اولی : په نه په هتل ۵ ستاره!

میبینی تو رو خدا!!!!!! علم چقدر پیشرفت کرده کلاغا هم پ ن پ را یاد گرفتن !!!!!!!جلل خالق



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

لطفا مقایسه کنید.

جوانان دیروز:

سرگرمی:سر کوچه وایسادن

غذا:ابگوشت با پیاز و دوغ

تفریح:زدن تو قوطی با قلاب سنگ

اوج حال:بهشون بگن چطوری بامرام

وسیله نقلیه:دوچرخه هامبر

اسطوره:کورش کبیر.ارش کمان گیر

فیلم مورد علاقه:صمد

 

جوانان امروز:

سرگرمی:دختر بازی

غذا:پیتزا با قارچ اضافه

تفریح:با ماشین باباشون رفتن شمال

اوج حال:سوار کردن دختر تو خیابون و بعد خونه خالی و...

وسیله نقلیه:کمتر پراید سوار نمیشن

اسطوره:جومونگ

فیلم مورد علاقه:پسران برتر از گل.+



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)

 پسر : سلام.خوبی؟مزاحم نیستم؟

دختر: سلام. خواهش می کنم.? asl plz

پسر : تهران/وحید/۲۶ و شما؟

دختر‌ : تهران/نازنین/۲۲

پسر : اِ اِ اِ چه اسم قشنگی!اسم مادر بزرگ منم نازنینه.

دختر: مرسی!شما مجردین؟

پسر : بله. شما چی؟ازدواج کردین؟

دختر : نه. منم مجردم. راستی تحصیلاتتون چیه؟

پسر : من فوق لیسانس مدیریت از دانشگاه MIT اَمِریکا دارم. شما چی؟

دختر : من فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.

پسر : wow چه عالی!واقعا از آشناییتون خوشحالم.

دختر : مرسی. منم همین طور. راستی شما کجای تهران هستین؟

پسر: من بچه تجریشم. شما چی؟

دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجریش می شینین؟

پسر : خیابون دربند. شما چی؟

دختر : خیابون دربند؟ کجای خیابون دربند؟

پسر : خیابون دربند. خیابون…… کوچه……پلاک….شما چی؟

دختر : اسم فامیلی شما چیه؟

پسر : من؟ حسینی! چطور؟

دختر : چی؟وحید تویی؟ 
خجالت نمی کشی چت می کنی؟تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده خونه رو بدی.!مکانیکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟

پسر : اِ عمه ملوک شمائین؟چرا از اول نگفتین؟راستش! راستش!دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فریده…. آخه می دونین………..

دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه منو به آدمای توی چت میدی؟می دونم به فریده چی بگم!

پسر : عمه جان ! تو رو خدا نه! به فریده چیزی نگین!اگه بفهمه پوستمو میکّنه!عوضش منم به عمو فریبرز چیزی نمی گم!

دختر :‌ او و و و م خب! باشه چیزی بهش نمیگم. دیگه اسم فریبرزو نیاریا! راستی من باید برم عمو فریبرزت اومد. بای

پسر : باشه عمه ملوک! بای……

 

نظر یادت نره.....



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ]