سایت بهترین ابزار


 

 

ﺁﻣﻮﺧﺘﻪﺍﻡ ﮐﻪ

ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺷﺪ

ﻧﻪ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ،

ﻧﻪ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺭﺍﺑﻄﻪﺍﻯ....

ﻭ ﺍﯾﻦ ﻟﻌﻨﺘﻰ،

ﻧﺸﺪﻧﻰﺗﺮﯾﻦ ﮐﺎﺭﻯ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ

ﺁﻣﻮﺧﺘﻪﺍم..!!!

 

در سحرگاه سر از بالش خوابت بردار!
کاروانهای فرومانده خواب از چشمت بیرون کن!
باز کن پنجره را!
تو اگر باز کنی پنجره را ,
من نشان خواهم داد,
به تو زیبایی را............

سلام صبح زیبای شما بخیر و شادی
امروزتون سرشار از عشق و امید
لحظه هاتون پر از حضور خداوند

 

 

 

 

 

برای شناختن ﺁﺩﻣﻬﺎ
ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻋﺠﻠﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ،
ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ، ﺫﺍﺕ ﺗﮏ ﺗﮏ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ
ﻭ ﺗﻮ ﻣﯿﺮﻧﺠﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ
ﻭ ﻗﻀﺎﻭﺗﻬﺎﯼ ﻋﺠﻮﻻﻧﻪ ﯼ ﺯﻭﺩ ﻫﻨﮕﺎﻣﺖ ...
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﯽ
ﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ ،
ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ
ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺸﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﯽ
ﻭ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺍ
ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻧﺖ ﺍﺯ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ
ﺯﻣﯿﻨﺖ ﺯﺩﻩ ﺍﻧﺪ
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻣﺤﮑﻢ
ﮐﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩ ﺷﺪﻥ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ
ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﯼ ...
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺭﺍ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﮑﻦ
ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻗﺎﺿﯽ است.

 

 

 

عشق را در لا به لای هیچ تحصیلی مجو...

مدرک لیسانسه ی بیکار می خواهی چکار؟!

دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله...آه!

عقل جای عشق باشد یار می خواهی چکار؟!

گر تمام خلق را بهر خوراک آورده اند...

پس خدایا این همه جاندار می خواهی چکار؟!

(سر بجنبانی خودت را پیر پیدا می کنی...)

فلسفه بافی نکن...طومار می خواهی چکار؟!

عشق را باید همین امشب به دیوار تنور...

سرد اگر گردد طناب دار می خواهی چکار؟؟!

 

 

 


 تو آن برگی که در آغوش دارند
تو آن نقشی که بر تن پوش دارند
تو آن غوغای آغازین روزی
که گنجشکان بازیگوش دارند
#شهراد_میدرى

 

 

 

 خدایا

من چیزى نمى بینم
آینده پنهان است
ولى آسوده ام چون
تو را مى بینم و تو
همه چیز را ...

 

 

 

سلام
بیدار شو
قلبت را آرام کن
نگاه کن به اطرافت
به آنچه داری
تو هم خوشبختی
امروزت را قدر بدان

 

 

 

 

به تو ای دوست سلام!
حالت آیا خوبست؟
روزگارت آبیست؟

همه اینجا خوبند
نی لبک میخواند
قاصدک میرقصد
دریا آرام است
باد عاشق شده است

و کسی هست
در این خاک غریب 
که به یادت جاریست

به تو ای دوست
سلامی به بلندای وفایت کنم و
به اندازه پیوند افق های امیدم 
از ته دل دعایت کنم و
تندرستی تو آغاز کلام سحرم باشد

آمدم تا که تو را مست و گرفتار کنم
آن دل غمزده را محرم اسرار کنم

آمدم تا که سلامی به تو ای نور کنم
غم و محنت همه را از دل تو دور کنم
گر چه دیر آمده ام لیک همان هم زود است
بودنم در بر دلبر همه دم پر سود است.

سلام به تو ای دوست من...
پگاهتون به نیکی و به ﺭﻧﮓ خدا!!!


 

 

 چقدر صبح را دوست دارم
نفس عمیق میکشم
و روزم را آغاز میکنم
و به شکرانه هر آنچه خدایم داده شادمانم
خدایا شکرت برای شروع دوباره

 

 

 

 

این متن رو از بالا به پایین و از پایین به بالا بخونین ... ببینین نوع گفتار چقدر با هم فرق میکنه ... 

امروز بدترین روز بود
و سعى نکن منو متقاعد کنى که
در هر روزى، یک چیز خوبى پیدا میشه.
چون اگه با دقت نگاه کنیم
این دنیا جاى وحشتناکیه.
با اینکه
بعضى وقتا یک اتفاقات خوبى هم میافته
شادى و رضایت همیشگى نیستند.

و این درست نیست که
همش به ذهن و دل ما ربط داره
چون
ما میتونیم شادى واقعى رو تجربه کنیم
فقط وقتى در یک محیط خوب باشیم.
میتونیم خوبى رو خلق کنیم
مطمئن هستم تو هم موافقى که
محیطى که توش هستیم
تأثیر مستقیم داره روى
رفتار ما
همه چیز در کنترل ما نیست.
و تو هرگز از من نخواهى شنید که
امروز روز خوبى بود.
حالا از پایین به بالا بخون

 

 

 

 خوشبختى داشتن کسى است
که بیشتر از خود تو را بخواهد
و بیشتر از تو هیچ نخواهد ...



ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
[ ]