سایت بهترین ابزار


تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

1.یک روز تو ی جهنم شلوغ بوده و همه می زدند و می رقصیدند یکی می پرسه چی شده ..... می گویند : آخ جون پروند ه ها گم شده ، پروند ه ها گم شده

 

 

.

2.مادر : پسرم ، من دارم می رم خرید یه وقت به کبریت دست نزنی ها ؟پسر : نه مامان جون من خودم فندک دارم

 

 

.

3.مشت غلامحسین اورست رو فتح کرد٬ ازش پرسیدن دلیل موفقیتت چیه؟ گفت دنبال موفقیت نرفتم ! رفته بودم دنبال کنگر

 

 

.

4.یه گوسفنده اکس می زنه می ره بیرون و داد می زنه: تاکسی در بست کشتارگاه

 

 

.

5.معلم از بچه ها پرسید: در اینده می خواهید چکاره بشید؟ احمد: ناخدا .رامین : من می خوام دکتر بشم .سارا : من می خوام یه مادر خوب بشم . رضا: من می خوام به سارا کمک کنم

 

میزنه BUZZ 6.ازغضنفر میپرسن؟ میدونی چرا زلزله میاد؟ میگه : والا خدا پی ام میده کسی جوابشو نمیده

 

 

.

7.یک پیرمرد مافنگی رفت پیش دکتر و شکایت داشت که بی اختیار از او باد خارج می شود و گفت: آقای دکتر خوشبختانه بی بو است مثل همین الان که در حضور شما هستم. دکتر که از بوی گند داشت خفه میشد و دماغش را گرفته بود, رو به پیرمرد گفت: فعلا در این مرحله باید دماغ شما را معالجه کنم, کنترل باد بماند برای جلسه آینده!

 

 

.

8.از یک دکتر می پرسن خط وسط قرص برای چیه؟ میگه که اگر قرص با آب پایین نرفت با پیشگوشتی پایین کنند

 

 

9.یه روز یه نفر میره دکتر، به دکتر میگه: نمی دونم چرا همه چیز را دو تا می بینم؟ دکتر میگه هر دوی شما این جوری هستین؟

 

 

10.روزی شاگردی از معلمش پرسید: آقا چرا بعضی ها میگن کتاب, متاب یا ماست, پاست و..... معلم: پسرم اونها سواد مواد ندارند

 

 

11.روزی معلم به شاگرد میگه: پنج تا حیوان درنده نام ببر. شاگرده میگه: دو تا ببر سه تا شیر

 

 

12.پیرزنه تو اوتوبوس هی میگفته نی نی نی نی نی نی نی، همه هم دست میزدن براش بعد یهودست میکنه تو کیفش دندوناشو در میاره میگه نیاوران نگه دار

 

 

13.غضنفر میره چلو کبابی گارسون میاد میگه: چی میل دارین غضنفر میگه: یه پرس چلو کباب گارسونه میگه با کمال میل غضنفر میگه: نه با سماغ و دوغ

 

 

14.غضنفر برف پاکن ماشین میزنه هیپنوتیزمیشه

 

 

15.یه پشت کنکوری ادعای پیغمبری میکرده،


رفیقاش بهش میگن: بابا همینجوری که نمیشه
باید بری چهل روز بشینی تو غار، تا از خدا برات وحی بیاد
.
خلاصه جوونک میره،

دو روز بعد با دست و پای شکسته و خونی مالی برمیگرده
رفیقاش میپرسن: چی شده؟
!
یارو میگه: ما رفتیم تو غار، یهو جبرئیل با قطار اومد

 

 

16.به ملانصرالدین میگن: میدونی امام حسین کجا دفن شده؟


میگه: نه. میگن: کربلا. میگه: ای خوشا به سعادتش

 

 

17.از ترکه می پرسن نظرت چیه اگه دخترت بره دانشگاه ؟ ترکه می گه : اگه به درسش لطمه نخوره از نظر من ایرادی نداره

 

 

18.یک روز عزرائیل سوار یک بنز الگانز بوده ازش میپرسن پولش را از کجا آوردی. میگه از اضافه کاری در عراق

 

 

19.یک روستایی برای اربابش هدیه ای آورد بود و ارباب دستور داد الاغی در عوض به او بدهند.روستایی با سادگی گفت:ارباب جان اختیار دارید شما خودتان برای ما از صد تا الاغ بیشتر ارزش دارید

 

 

20.اگر اسکلت از بالای دیوار بپرد پایین چه می شود ؟هیچ وقت این کار را نمی کند چون ................ ندارد

 

 

21.ترکه داشته تو پارتی میخونده: میخوام که با بوسه گل لباتو پرپر کنم... یه دفعه کمیته میریزه تو پارتی. ترکه ادامه میده: گلهای پرپر شده رو هدیه به رهبر کنم

 

 

22.ارمنیه رو میبرن کلانتری، میگه: واسه چی منو اوردین اینجا؟ میگن: واسه عرق خوری. میگه: پس بریز بخوریم

 

 

23.ترکه میخواسته با دختر اسراییلی ازدواج کنه، به علامت اعتراض، سر سفره عقد حاضر نمیشه

 



ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
[ ]