سایت بهترین ابزار


پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

جمعه شب گذشته آقای فریبرز عرب نیا نقش اول سریال تاریخی و ماندگار مختار نامه ، با حضور در برنامه هفت خیلی بی پرده اما با دید کارشناسی به بیان مسائل و مشکلات و نقد عرصه سینما و سینماگران و نحوه تعامل مسئولان با این موضوع پرداخت .

نگاه نقادانه و البته صادقانه عرب نیا به مقوله سینما و سینما گران و آفت هایی که این هنر را به صورت جدی تهدید می کند ما را برآن داشت تا مشروح سخنان این هنرمند کشورمان را برای مطالعه شما مخاطبان روی پایگاه اطلاع رسانی واحد مرکزی خبر قرار دهیم .

من از خداوند می خواهم امشب هر چه به زبانم می آید خارج از حوزه نفس و منفعت شخصی باشد .

امیدوارم هر آنچه می گویم به قصد پیدا کردن مشکلات بازیگری، ‌سینما و پیدا کردن راه حل ها و مفید برای ابتدا مسئولین و سپس تماشاگرانش باشد.

من بیشتر از آنکه بخواهم از خودم صحبت کنم می خواهم در مورد مسائل مهم بازیگری صحبت کنم و طبیعتا در میان بحث به خودم هم خواهم رسید.

من متاسفانه دیدم در ورود به این بحث مهم یعنی ماندگاری یک بازیگر تا به حال هر چه بحث کردیم از زاویه کاری که بازیگر باید با خودش بکند بوده و آن طور نگاه نکردیم که یک بازیگر در پیکره ای است و آن پیکره که شامل مسئولین، تهیه کنندگان و کارگردانان هستند، ‌باید چه کنند که یک بازیگر بتواند ماندگار شود و تا وقتی که به این زاویه نپردازیم من مطمئن هستم که این بحث ما به سرانجام نمی رسد .

 در مکتبی که من بیان می کنم بازیگر کامل باید صاحب ویژگی های خاصی باشد، به نظر من هر ویژگی از این مسائل حذف شود بازیگر ناقص خواهد بود.

البته طبیعی است که یک بازیگر به مرور به سمت کامل پیش خواهد رفت.

در واقع به نظر من فعالیت بازیگری مانند هرمی است که بازیگر هر چه از کف به سمت بالای هرم پیش می رود ویژگی های بیشتری در وجود او تبلور خواهد یافت.

علاوه بر فیزیک بدنی ،‌اندام و چهره مناسب هر بازیگر باید از آن برخوردار باشد. هوش، قدرت روحی و جسمی، خلوص، صداقت و وفای به عهد، پایمردی، قدرت، ریسک، سلامت جسم، آزادی خواهی و عشق به رهایی، نوجویی و میل به آموختن و اصالت، خلاقیت بلند پروازی و به کم قانع نشدن در عین واقع بینی از خود گذشتگی و ایثار، اخلاق و شرف و منش انسانی، عدالت طلبی و اعتدال، ‌حقیقت طلیی، ‌شناخت خود و خدا و در نظر داشتن مداوم حضرت مرگ که برای یک بازیگر لازم است.


علاوه بر اینکه یک بازیگر باید در مورد چنین ویژگی هایی که عرض شد مراقبت های ویژ ه ای از خود داشته باشد، مسائل دیگر نیز در این مراقبت ها مهم است .

به نظر من دومین مسئله ای که یک بازیگر باید به آن توجه داشته باشد حقوق بازیگر است که نسبت به خود، مردم و مقام بازیگر تعریف می شود. همچنین ارتباط بازیگر با حیطه های مختلف و همچنین هدف یک بازیگر از کار خود مسائلی است که باید به آن توجه شود. به عنوان مثال در بحث حقوق و تکالیف متاسفانه از سوی مسئولین تنها به بحث درخواست تکالیف توجه می شود و در نقطه مقابل آن بحث های در نظر گرفتن حقوق بازیگر توجه چندانی نمی شود.

به نظر من یک بازیگر کامل حتما باید از قدرت هماهنگی خوبی در شرایط سخت کار و الزاماتی که متن برای او ایجاد می کند برخوردار باشد. درباره عدالت طلبی و اعتدال که یکی از ویژگی های یک بازیگر کامل است بعضی از مسائلی که مطرح می شود با معیارهای جهانی در تضاد است . در نظر من اعتدال یعنی بازیگر بتواند در تمام زمینه ها از افراط و تفریط دوری کند. حقیقت طلبی نیز به نظر من آن است که بازیگر وقتی می تواند جایگاه خودش را درک کند که در تمام زمینه ها به دنبال فهم وجود خودش در دنیا باشد. از افراط و تفریط منظور من آن است که یک بازیگر سر یک کار همانقدر که نمی گذارد سوارش شوند خودش هم سوار برکار نشود. او هنگام بازی باید بتواند در بازی اش هم زمان حس و بازی اش را بالا و پایین بیاورد.

بازیگر باید بداند جاهایی باید اصرار کند بر روی عقایدش و جاهایی هم باید از اعتقاداتش کوتاه بیاید. اما عرب نیا در پاسخ به اینکه تا چه میزان شرایط در سینمای ایران مانع از رسیدن بازیگر به این ویژگی های کامل است، گفت: ببینید ما متاسفانه طی این سال ها نمی دانیم با نخبگان یا به زبان ساده بگویم قهرمانانمان چگونه رفتار کنیم خیلی راحت تر ترجیح می دهیم خوردش کنیم و آن را بشکنیم تا خیالمان راحت شود که نیست؛ ببینید یک بازیگر بخصوص وقتی که به سطح کمال می رسد سرمایه ملی مملکت است.


کشور، مردم، خودش و خداوند برایش هزینه کردند؛ نتایج بسیار حیاتی از حضور این قهرمانان برای کشور بدست می آید. ما در این چند سال اخیر بخصوص در سینمایمان روز بروز از قهرمان چه در سطح فیلمنامه و شخصیتهایمان و چه درجه رفتارهای مسئولین با ما خبری نیست .

قهرمان پایمردی است که برسر اصولش ایستادگی می کند و از اصولش پایین نمی آید . ما وقتی قهرمان را می کشیم ما وقتی اجازه حضور نمی دهیم ما وقتی آگاهانه و ناخودآگاه سیستم کوتوله سازی و کوتوله پروری را رواج می دهیم هرچند ناخودآگاه ، نتیجه اش فیلم هایی می شود که نمی گذارد مخاطب نفس بکشد تماشاگر می رود و جدایی نادر از سیمین را می بیند . اینکه چرا بازیگرها خودشان هم تن می دهند به این بازی ها ، آن خودش یک مسئله مفصل دیگر است . من می خواهم از شما اجازه بگیرم و وارد بحث رابطه سیاستمدارها با هنرمندان بشویم .

به نظر من یک مسئول و حتی یک بازیگر باید بتواند قدرت این را داشته باشد که در حد خدایان بداند الان چه چیزی حیاتی است و چه چیزی حیاتی نیست .

من قبل از اینکه وارد این بحث شوم از مسئولین خواهش دارم این بحث را با سعه صدر گوش دهند حتی اگر جایی به نظر آید که منظور من شخص خاصی است که نیست ، اگر به نظر بیاید درباره دوره خاصی است که نیست .

من دارم درباره سیستم و دستگاه مدیریت فرهنگی صحبت می کنم که به نظر من به کل باید عوض شود .

من می خواهم از کلام خود مقام معظم رهبری مثال بیاورم . ایشان گفتند عالی ترین دغدغه نظام جمهوری اسلامی عدالت و اجرای آن است اگر چه در طول این سی سال کارهای خوبی صورت گرفته اما مطلقا راضی کننده نیست .

ایشان فرموده اند سی سال آزمون و خطا دیگر کافی است . چرا ایشان می گویند مطلقا راضی کننده نیست ؟

چون به نظر من عدالت که مستقیما به بحث فرهنگ برمیگردد باید مطلقا برقرار شود و چیزی نیست که بطور نسبی باشد .


من ازاین جملاتی که بسیار مهم هستند و به نظرم در روزهای مهمی هم گفته شده اند نتیجه می گیرم که ایشان هشدار داده اند به مدیران و بخصوص به مدیران فرهنگی ما .


به نظرمن اصلی ترین آفتی که طی این سالها مدیریت فرهنگی ما با آن دچار بوده نگاه اشتباه و تفسیر غیر حق به نگاه خودی و غیر خودی است . یک نگاه به شدت تنگ نظرانه بر اساس منافع شخصی که سالهاست درنگاه مدیران فرهنگی ما جاری است .

هر کدام از مدیران در دوره ای توجیه ای برای رفتارخود داشته اند ورای آن توجیهات فارغ از تمام مشکلاتی که داشتند خروجی سیستم هایشان را که نگاه میکنی می بینی بیش از آنکه نخبگان و شایسته ها اجازه کار پیدا کرده باشند نزدیکان، آشنایان و کسانی که به قواعد و تعریف ها می خواندند و وارد شدن وعموما ًهم کارشان رابلد نبودند .

بینید یک تفسیری است در مدیریت ما می توانیم قدرت نظامی رادراولویت قرار دهیم ما میتوانیم اقتصاد را رهرو جریان بکنیم میتوانیم سیاست را بکنیم و می توانیم فرهنگ را....

و به نظرم سیاست و اقتصاد دو بازوی هم هستند ما می آییم با هر چیزی که مزاحممان است برخورد می کنیم بجای آنکه به چشم یک پدبده نگاه کنیم .

بازیگر می آید داخل سیستم تهیه کننده به او اجازه ابراز نمی دهد . مسئولین به او اهمیت حتی نمی دهند . ما همین اخیراً شب تهیه کنندگان راداشتیم .

یک بازیگر صاحب کسوت روی صحنه رفته و نطقی را که آماده کرده در رابطه با اینکه چرا جایزه تهیه کننده ها که در چند رشته مختلف است به بازیگران اهدا نشده است و این قضیه را توجیه کرده اند . می تواند آن تعابیر درست باشد اما نمی توان یک چیزی را نادیده گرفت درهمه جای دنیا فیلم حرفه ای بدون بازیگر معنا ندارد . فیلمی که به سینمای قصه گو وداستان گو تعلق داشته باشد . شما دریک نقطه از جهان مثال بیاورید که به بازیگر اهمیت نمی دهند به بازیگر در جشن و جشنوار جایزه نمی دهند .

من نمی خواهم مقام بازیگر را بیهوده بزرگ کنم . می خواهم بگویم چرا مقام بازیگر در سینما لوث شده و ما داریم نه تنها درسینما بلکه در جامعه تاوان می دهیم و متوجه نیستیم .

مقام بازیگر یک مقام خداجوی و خداگونه است نه چون من بازیگرم بلکه برایش دلیل دارم . ما اگر در ریشه جستجوکنیم . که تاریخ چگونه بازیگری شکل گرفته می رسیم به آدم هایی ،‌آئین های ، و کسانی که دربین مردم مقامی خدای گونه داشتند و آرزوها و فرض های آنان را به ماده وتجسم تبدیل می کردند .

ما همانطور که در کشور ازطریق فوتبال ،‌بورس و خیلی چیزها تب و تاب جامعه را کنترل می کنیم ببینیم در جاهایی خاص از طریق شمایل سازی به واسطه بازیگر جامعه را ازخیلی سموم پاک می کنند و ایده آل ها و آرمان هایی که میلشان است را به این ها که جذاب هستند و کاریزما دارند جاری می کنند .

حالا ما می آییم باتبعیت از غرب درمورد دستمزد بازیگران صحبت می کنیم بی آنکه بدانیم شرایط فرق می کند. کسی که مقام تهیه کننده مقام مجله داری و منتقدی داشته می آید در برنامه هفت با جرات و جسارت می گوید ما بازیگر جهانی نداریم .

کسی هم نیست بپرسد اگر ما بازیگر جهانی نداریم و شما مثال می زنید تام کروز که وقتی فیلمش روی پرده می رود همه جای دنیا همزمان فیلمش را میخواهند درست می گویید . اما آیا آن بازیگر جهانی خودش چمدانش را میگیرد دستش به جایی میرود و جهانی می شود یا اینکه به واسطه حضور در یک فیلم جهانی با معیارهای جهانی امکان بروز پیدا می کند . یا به واسطه تهیه کننده با سواد جهانی او جهانی می شود.

ما بازیگر جهانی داریم چرا چون سریاهایی داریم مثل مختار که هم اکنون دارد با چند زبان دنیا ترجمه و پخش می شود و بازیگران توانستند با مخاطبان خارجی ارتباط برقرار کنند و این یعنی اینکه ما بازیگر جهانی داریم و فیلمش را نداریم.

البته من بحثم این نیست بحثم این است که وقتی به بازیگر می رسیم به راحتی مقامش را مخدوش می کنیم و متوجه نیستیم داریم چه می کنیم و متاسفانه خود بازیگران و همکاران من بیش از همه به این قضیه کمک می کنند.

به نظرم بازیگر در مملکت ما مظلوم ترین قشر در سینما است. چون امکان دفاع از خودش را ندارد.

صدابردار می تواند کارش را خراب کند چون دوستش ندارد به همین سادگی فیلمبردار شما می تواند کارش را خراب کند پارتنر می تواند او را خراب کند، کارگردان می تواند او را بکشد و تهیه کننده می تواند نابودش کند.

ما تنها کشور جهان هستیم که وقتی تهیه کننده و کارگردان از بازیگر خوشش نمی آید نقشش را حذف می کند و متوجه نیستند که ما به فیلم داریم ضربه می زنیم . البته 10 درصد هم هستند که اینچنین نیستند و اتفاقا همان 10 درصد دارند تمام بار سینمای شریف ایران را به دوش می کشند.

ما وقتی مدیریت فرهنگی مان بدون شناخت از فرهنگ و سینما و تنها براساس سیاست های دیکته شده ای که به او داده اند آمده ما نمی توانیم با او ارتباط برقرار کنیم و او نمی تواند ما را درک کند. ببینید بحث شما ماندگاری بازیگر است من می خواهم  بگویم ماندگار بودن یا نبودن بازیگر جدا از درصدی که به خودش تعلق دارد نیم بیشتر آن به مسئولین و نحوه برخورد آنان بستگی دارد.

شما به بحث دستمزد نگاه کنید من بارها دیدم در این مورد بسیار بحث می شود.

خود من بگذارید خیلی شفاف بگویم برای سریال مختار که بسیار حرف و حدیث بود ماهیانه میانگین 10 میلیون دستمزد گرفتم که طی 5 سال چیزی 600 میلیون تومان شد یعنی معادل دستمزد یک مربی فوتبال اما مربی فوتبال هرگز در طول فصل دوبار مرگ را مثل من بازیگر جلوی چشمش نمی بیند.

کار کردن با جانواران و انسان های موذی و کار کردن در سختی کویر و ... را ندارد .

من جسمم دچار فرسودگی بسیار شدید شد جدا از آنکه دوبار با مرگ دست و پنجه نرم کردم .

چرا دارم این را مثال می زنم چون یک سیستم اگر فکر می کند الان مختار نامه به واسطه این حضور بازیگر نقش مختار حالا هر کسی می خواهد باشد عوایدی برای نظام و سیستم دارد باید حمایتش کند .

من برای آنکه فیلم مبتذل بازی نکنم دستمزد های بسیار زیادی را بعد از مختارنامه رد کردم و تنها دو فیلم بازی کردم .اما من برای آنکه بتوانم کارهای ضعیف را رد بکنم و تنها در کارهای ارزشمند بازی کنم آیا باید از جایی در آمد داشته باشم یا نه ...

مدیر من می آید حق استفاده تبلیغاتی برای من را ممنوع می کند و من امکان تبلیغ را از دست می دهم . مدیر من می آید امکان مشارکت من در فیلم ها را از من می گیرد و حتی به او بر می خورد.

مدام مسئولین به مردم می گویند بازیگر متعلق به مردم است و باز نمی توان فهمید این یعنی چه ؟

آیا بازیگر مثل ابزاری متعلق به مردم است یا بازیگر مثل امانت ملی حفظش بر همگان واجب است ؟

تماشاگر هم بدون آنکه از چیزی با خبر باشد با همین حرفها توقعش این است که در هر لحظه من متعلق به او هستم و می تواند حتی یواشکی از من عکس بگیرد چون ما مال او هستیم و این توقعات را سیستم معیوب بوجود آورده است و تفاسیر مطبوعات که به شدت در این سال ها به این مسئله دامن زده است . با بازیگر سیستم دارد مثل ابزار رفتار می کند در مجالس و مراسم از او به عنوان یک وسیله تزئینی استفاده می کنیم .

در سمینار طنز پردازان در همین تلویزیون بلند گو را به کسی می دهیم که طی این چند سال با حضور در فیلم های سطحی رسانه ای نقش بسزایی در پائین آمدن سطح سلیقه مردم داشته و فقط به اسم و نام فکر می کنیم . این حرف را به خاطر آن می زنم چون می دانم آقای ضرغامی مدیر قوی هستند و ناراحت نمی شوند و می دانند این حرف ها از سر دلسوزی است الان ما بازیگری داریم که هیچکدام از ویژگی های اخلاقی و روحی مارلون براندو را ندارد اما می آید سر صحنه با حالت مجنون وار و پر از خود شیفتگی و اسمش را هم کسی می گذارد که شبیه براندو است . هیچ اشکالی ندارد اما حضور این ها باعث می شود وقتی کسی به سراغ بازیگری می آید به دنبال این باشد که فقط اسمی داشته باشد و عکسش روی چهار تا مجله چاپ شود.

چه کسی باعث این اتفاقات شده مسئولین ، تهیه کنندگان ، مطبوعات و ...

ما به راحتی دیدیم که مسئولین بازیگری را ممنوع الکار می کنند و جالب آنست که در دام همان ها هم می افتند.

مثال می زنم بازیگری 2 میلیارد به تهیه کننده می دهد 1 میلیارد بر می دارد آیا این یک حرکت تبلیغاتی نیست برای آنکه نشان دهد دوره اش تمام نشده و هنوز خریدار دارد؟

آیا یک مدیر با عظمتش باید بیفتد در این بازی . بگذارید هر کس هر چقدر دوست دارد بگیرد .

غیر از اینکه مدیر نباید وارد شود یک مسئول به نظر من شیوه وارد شدن هم اشتباه است چرا که اساسا ذات بازیگری و شمایل بازیگر و کارکردش نزد مخاطب عامه را بلد نیست و ...

گلشیفته فراهانی چطور از ایران رفت؟ برای چه رفت ؟ سرمایه ما بود یا نبود آیا الان آنجا آدم موفقی است ؟ نه ...

سوخت، ما از دستش دادیم من کاری به عقاید سیاسی و رفتارهای سیاسی کسی ندارم من درباره فرهنگ دارم صحبت می کنم .

باز برمی گردم به فرمایشات مقام معظم رهبری و بر این اساس که پس از سی سال دیگر وقت آزمون و خطا نیست این حرف ها را می زنم .

چرا مسئولین ما بدون دلیل باید بازیگری را حمایت نکنند و بجای آن بازیگری را بیاوریم با شمایل کوتوله و اهداف پست و توانایی های حقیر و این ها بشوند شمایل مردم .


ما سیستم مدیریت فرهنگی مان یک سیستم فاسد است و می خواهم اشتباه نگیرید به اینکه در این سیستم فحشا است.

فاسد یعنی بدون تحرک بودن و گندیدگی یعنی اینکه اینقدر این سیستم خودش را اصلاح نکرده و مانده که مثل آب راکد گندیده است.

باید این آب عوض شود و این دقیقا بر اساس ترس بنا شده و به گفته مولا علی (ع) بزرگترین گناه ترس است. این سیستم اشتباه بر پایه ترس بنا شده است، ترس از مشخص شدن ضعفها ...


ترس از روی کار آمدن نخبه ها - ترس از وجود نوجوها و کارآمدان حقیقی ... ترس از دست دادن پست و مقام ....


ما در این چند سال اخیر ( البته باز تاکید می کنم اصلا بحثم مدیریت فعلی نیست فقط سیستم را می گویم ) و البته بحث من ورود باندها هم نیست که در میان خودمان هم هستند .

خیلی ببخشید ما می گوییم چطور و چگونه بازیگران با پول وارد می شوند بعد می آئیم یک نفر را می نشانیم که می گوید ، من هرکس را وارد بازی کردم بلد بوده و براساس قواعد آورده ام او را و این دروغ را خیل انبوه تماشاگران می دانند این آدم خیلی ها را از داخل کوچه پول گرفته و بازیگر کرده است .

چطور این مدیریت که به راحتی بازیگر را ممنوع الکار می کند و به تهیه کننده ، کارگردان و ایجنت ها که معلوم الحال هستند را نمی تواند جلویش را بگیرد.

چرا ما کارگردانی را داریم که در مقام تهیه کننده به خاطر اختلاس مالی در زندان رفته ، بیش از یک دهه زندان بوده می آید بیرون به او مجوز می دهند ، اما ما کارگردان های جوانی را داریم که می خواهند کار کنند اما به آنها مجوز نمی دهیم.


من الان اینجا نشستم آقای سجاد پور لطف کردند این هفته به من خبر دادند اولین فیلم با نام آمبولانس مجوز گرفته تا کارگردانی کنم پس من برای خودم نمی گویم بلکه دارم سیستم را نقد می کنم .


این سیستم باید بعد از انقلاب عوض می شد ، اما هنوز وامدار همان زمان است .

البته من این همه از سیستم معیوب گفتم ، اما این را هم بگویم که کسانی هم هستند در همین سیستم که چون ستون های خیمه این سیستم را نگه داشته اند و من فکر می کنم اینکه اینجا نشسته ام و دارم حرف هایم را بدون سانسور می زنم را مدیون وجود همین افراد هستم



ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
[ ]